برچسب سید محسن خرم دره

روز شیطان 1373

يكي از گروهك‌هاي سلطنت طلب در پاريس طرحي براي براندازي در دست اجرا دارد و از حمايت بعضي از صاحبان قدرت در آمريكا برخوردار است. مرحله اول اين طرح وارد كردن تدريجي قطعات يك بمب اتمي كوچك است. مرحله ديگر جاسازي آن در داخل يك چمدان است تا يك هفته قبل از بازديد نمايندگان آژانس بين المللي انرژي هسته‌اي از تأسيسات اتمي ايران، جنب استاديوم يكصدهزار نفري آزادي منفجر كرده و با اين كار حكومت ايران را متهم به زير پا گذاشتن قراردادهاي كنترل سلاح‌هاي هسته‌اي كنند. قطعات بمب به وسيله يازده نفر به صورت جداگانه و تحت پوشش وسايل معمولي مسافرين وارد كشور مي‌شود، اما با تصادفي كه براي يكي از حاملين بمب پيش مي‌آيد، قطعه‌اي از بمب به دست مأمورين وزارت اطلاعات مي‌افتد و...

دیدار 1373

دوربين ژانت پطروسي، دختر دانشجوي عكاسي، هنگام عكس گرفتن از گل ها و گل فروشي ها در بازار به سرقت مي رود، امير ـ جواني كه به همراه پدرش باغ گل دارند و گل هايشان را در‌ آن بازار مي فروشند ـ دزد را تعقيب مي كند و دوربين ژانت را پس مي گيرد. امير به بهانه گرفتن عكس هاي چاپ شده خود و پدرش كه توسط ژانت گرفته شده اند، به سراغ اين دختر مسيحي مي رود. با جدي شدن رابطه، امير از ژانت تقاضاي ازدواج مي كند، ولي ژانت تقاضاي اين پسر مسلمان را نمي پذيرد؛ ضمن اين كه پدر و مادر او نيز با اين وصلت مخالفند. ماتيوس، برادر ژانت، به عنوان سرباز به جبهه مي رود و اندكي بعد امير نيز عازم جبهه مي شود. ژانت كه حالا به عنوان تنها فرزند خانه در مركز توجه است، در يك بمباران هوايي پدر و مادرش را از دست مي دهد، و به همراه ماتيوس كه از جبهه برگشته، به شمال كشور نزد خانواده خواهر بزرگترشان مي رود. ماتيوس كه روحيه حساسي دارد و از مرگ والدينش از نظر روحي به شدت آسيب ديده، به بهداري ارتش منتقل مي شود. ژانت در تنهايي سخت خانه خواهر، به امير نامه مي نويسد و موافقت خود را براي ازدواج اعلام مي كند. امير به سرعت مرخصي مي گيرد و براي برگزاري مراسم به تهران مي آيد. پس از ازدواج، به رغم مخالفت خواهر بزرگتر ژانت و همسرش، امير به جبهه برمي گردد و اسير مي شود. تا هشت سال بعد كه امير بازمي گردد، ژانت ـ كه حالا گلاب خانم صدايش مي زنند ـ پسر نوجواني دارد و با وسعت دادن به گل فروشي كوچكشان، به صادرات گل نيز پرداخته است. سرانجام با بازگشت آزادگان به وطن، امير نيز به خانه برمي گردد و ژانت كه با فرزندش به استقبال او رفته، پس از سال ها دوربين به دست مي گيرد و از پدر و پسر در كنار يكديگر عكس مي گيرد.

سحرگاه پیروزی 1378

رسول كه به اتفاق همسرش زينب و پسر كوچكش محسن در دزفول زندگي مي كند، در تدارك جشن تولد پسرش است. او به همسر برادرش بهمن كه آموزگار است و در شهر ديگري زندگي مي كنند مي گويد كه براي شركت در تولد پسرش به دزفول بيايند. حمله هوايي عراق به دزفول شروع مي شود و رسول، همسر و كودكش را در جريان اين حمله از دست مي دهد. دشمن درصدد نابودي پادگان كرخه و تصرف پل كرخه به دليل اهميت استراتژيك آن است. چند تن از رزمندگان براي جلوگيري از پيشرفت عراقي ها آماده مي شوند. رسول نيز به رزمندگان ملحق مي شود. سيدرضا، دوست رسول به او تأكيد مي كند كه ما براي انتقام نمي جنگيم. يك سرگرد عراقي كه فرماندهي آن منطقه را بر عهده دارد از طرح رزمندگان آگاه مي شود. رزمندگان از مناطق مين گذاري شده عبور مي كنند و در نبرد سختي با نيروهاي دشمن، تعدادي از رزمندگان به شهادت مي رسند. پس از مدتي رزمندگان موفق مي شوند سنگر فرماندهي دشمن را نابود كنند. آنان بار ديگر در يك بيشه با نيروهاي عراقي روبرو مي شوند كه اين بار نيروهاي ايراني متحمل تلفات بسياري مي شوند. رسول و سيدرضا، رسول و سيد رضا، شاهد كندن چاله اي عميق توسط نيروهاي عراقي هستند كه قرار است به عنوان گور دسته جمعي از آن استفاده شود. رسول و سيدرضا خود را به پل كرخه مي رسانند و در حالي كه مقدمات تخريب پل را آماده مي كنند، سيدرضا با گلوله يك افسر عراقي به شهادت مي رسد و رسول نيز در يك نبرد تن به تن با يك افسر ديگر عراقي، موفق به كشتن دشمن مي شود ولي در آخرين لحظه، در حالي كه به شدت زخمي شده، موفق به تخريب پل مي شود.

شبکه 1390

بهنود امين وكيل دادگستري، با دخترش مريم در يك مجتمع آپارتماني زندگي مي كند. روزي در راه بازگشت از دادگاه، دخترش طي تماسي با او وداع مي كند و با پرت شدن از بالاي ساختمان، خودكشي مي كند. در همسايگي بهنود، مادر و دختري زندگي مي كنند. اين دختر ـ فرزانه سليمي‌ ـ در يك شركت بزرگ ساختماني حساب دار است. مفخم مديرعامل شركت است و دامادش اميرعلي والا به عنوان مدير پروژه در آنجا فعاليت مي كند. پژمان فرزند دردانه مفخم، فردي معتاد، خلاف كار و فاسد است و به عنوان معاون پدرش در شركت حضور دارد. در يكي از جلسه هاي مهم شركت بين مفخم و كاتبي، فرزانه پرونده اي را دست اميرعلي مي دهد و او معامله را به هم مي زند. جلال، برادر كاتبي پژمان را بابت حق حساب هاي كلاني كه گرفته بازخواست مي كند. پژمان هم قول مي دهد كه به زودي دست اميرعلي را از مجموعه كوتاه كند و قول يك آپارتمان را در بالاي شهر به كاتبي مي دهد. از شهرزاد مترجم شركت مي خواهند كه عليه اميرعلي سندي جور كند و به همين علت شهرزاد او را به خانه اش مي كشاند و بابت يك شب خطاي اميرعلي در سفر كاري مالزي، به دروغ ادعاي بارداري مي كند و از همين صحنه فيلم مي گيرد و آن را به پژمان مي دهد. شبي كه اميرعلي به همراه نامزدش مينا براي گرفتن هديه آپارتمان از مفخم جشن گرفته اند، فرزانه به سفارش اميرعلي به شركت مي رود و پرونده هاي اختلاس پژمان را كپي مي كند. نگهبان كه از افراد پژمان است او را با خبر مي كند. پژمان سر مي رسد و پس از ضرب و شتم فرزانه به او تعرض مي كند و از او عكس مي گيرد. همان زمان اميرعلي به كمك فرزانه مي شتابد و او را به بيمارستان منتقل مي كند. سرگرد آگاهي اميرعلي را بازخواست مي كند ولي او به سفارش مفخم چيزي به پليس نمي گويد. اميرعلي به خاطر تعرض پژمان به فرزانه، با او درگير مي شود. پژمان هم فيلم شهرزاد و اميرعلي را رو مي كند. همان شب پژمان در پيش شكايت دو دختري كه به آنها تعرض كرده و يكي از آنها به نام بنفشه باردار شده، توسط پليس دستگير مي شود. ولي...

رسوایی ۲ 1394

داستان فیلم در زمان آینده و در شهر خیالی رخ می دهد. شهری که مردمان آن در انجام گناه کوتاهی نمی کنند و در این وضعیت روحانی شهر ( اکبر عبدی ) اعلام می کند که به زودی در شهر زلزله خواهد آمد و ...