شهادت یک آموزگار/ به قلم مرحوم رضا جدیدی
…گاهی تابوت را زمین میگذاشتند و دور تابوت سینه میزدند و دوباره حرکت میکردند. مردم روستا از زن و مرد اطراف این بچهها که همه پیراهن مشکی پوشیده بودند، حرکت میکردند و اشک میریختند…
…گاهی تابوت را زمین میگذاشتند و دور تابوت سینه میزدند و دوباره حرکت میکردند. مردم روستا از زن و مرد اطراف این بچهها که همه پیراهن مشکی پوشیده بودند، حرکت میکردند و اشک میریختند…