برچسب سید حسن تدینی

از یاد رفته 1403

داستان سریال در مورد یک پیرمرد ثروتمندی به نام اسماعیل ادیبی بوده که بر اثر ایست قلبی فوت کرده است اما هنگام انتقال او به غسالخانه زنده میشود و تصمیم میگیرد ارث و میراث خود را تقسیم کند. او که سالها پیش پسرش اعدام شده است، عروسش به همراه نوه اش شهاب آنها را ترک کرده وحالا این پیرمرد بعد از گذشت سالها ردی از نوه و عروسش پیدا میکند و نوه دیگرش پریسا را به سراغ شهاب میفرستد تا با او ملاقات کند و ماجرای گذشته را برایش بازگو کند

جامانده (کوتاه) 1400

سامان و شبنم قصد مهاجرت دارند چمدان‌هایشان را بسته‌اند و ۲ بامداد منتظر تاکسی فرودگاه هستند تا برسد. پس از رسیدن تاکسی آن‌ها قصد بیرون رفتن از خانه را دارند که با قفل بودن در آپارتمانشان مواجه می‌شوند. آن‌ها به قصد پیدا کردن کلید همه جا را زیر و رو می‌کنند اما خبری نیست؛ تا سامان مجبور می‌شود قفل در را بشکند اما پس از باز شدن در آپارتمان، آن‌ها با قفل بودن در ضد سرقت آهنی مقابل در ورودی، روبه رو می‌شوند. درها همه قفلند و آن‌ها هیچ راهی برای بیرون رفتن ندارند…