برچسب سیدمهدی حسینی

پدرم حکم کرد با شهید زارعی رفاقت کنم

سختی‌ها و مرارت‌هایی که علی از سن خردسالی کشید، باعث شد انسانی خودساخته و مؤمن بار بیاید. به قولی طلای وجودش در کوران سختی‌ها خالص شده بود. پدرم هم که علی را خوب می‌شناخت، به من حکم کرد باید با او دوست شوم. می‌گفت: «اگر می‌خواهی آدم شوی باید با این علی بروی و بیایی و رفاقت کنی»

پیکر همرزمانم را مقابل چشمانم سوزاندند

آن لحظه نمی‌دانستم کسی را که می‌بینم دوست دوران مدرسه‌ام سیدمحمد حسینی است. همان رزمنده‌ای که روز قبل اسیر ضدانقلاب شده بود. کسی که از سال‌ها قبل می‌شناختمش، چنان بلایی سرش آورده بودند که نتوانستم بشناسمش. با دیدن پیکر حالم دگرگون شد

یعقوب با چهره‌ای سرخ به دیدار مولایش رفت

مدت زیادی از آشنایی و رفاقتم با شهید براتی نگذشته بود که حرف عجیبی به من زد. گفت: «سید اگر روزی شهید شدم و کنارم بودی، ببین ریش‌هایم خونی است یا نه. اگر خونی نبود هر جای بدنم که تیر و ترکش خورده بود، از خونش بردار و ریش‌هایم را سرخ کن!»

اسباب زحمت 1404

داستان این مجموعه با نگاهی طنزآمیز به سبک زندگی و روابط انسانی، داستان چند کارگر باربری را روایت می‌کند که با حضور در منازل و اماکن مختلف برای اسباب‌کشی، ناخواسته وارد ماجراها و موقعیت‌های متفاوت و گاه چالش‌برانگیز می‌شوند؛موقعیت‌هایی که هر کدام بستری برای پرداختن به مسائل اخلاقی و خانوادگی فراهم می‌کند.

بی پی ام بند 1402

این فیلم درباره سرنوشت چهار دوست است که از بچگی در پرورشگاه با هم بزرگ شده‌اند و عهد بسته‌اند تا پای جان برای یکدیگر بجنگند؛ اما عمل کردن همیشه به آسانی حرف زدن نیست...