حیات خلوت (کوتاه) 1399
این فیلم روایت 5 خانواده را به موازات داستان پیش می برد و موضوع آن روابط اجتماعی و مشکلات روزمره خانواده هاست و هر داستان با یک شخصیت مشترک به داستان بعدی مرتبط میشود.
این سریال به موضوع دهه شصت میپردازد که همزمان با جنگ ایران و عراق و حضور جوانان و نوجوانان به جبهه میباشد که در یک محله اتفاقاتی رخ میدهد که داستان جذاب و کمدی پیش میرود.
دیو فضایی برای پیدا کردن عشق زمینی به ایران میآید و از زمان ساسانیان به دنبال زن میگردد، اما هیچ زنی وقتی با واقعیت او روبهرو میشود حاضر نیست با او ازدواج کند. قیف نام این شخصیت فضایی است که مخفف شده یک نام بلند عجیب است. او به دنبال عشق قدیمیاش ملوک میگردد که در روز عروسی در ۴۵ سال پیش بدون خبر مراسم عروسیاش با او را ترک کرده. عشق قدیمی او حالا زنی سالمند است، اما تصمیم میگیرد برای رفع مشکل قیف همراه با دوستانش به او کمک کنند.
دختری خبرنگار به نام شیدا که در ایران، عراق و فرانسه به تهیه خبر میپردازد و قصد دارد همواره صدای مردم باشد، درگیر ماجراهایی هولناک میشود و...
حسام مرد شصت ساله ایست که زن دوم و جوانی ، دور از چشم خانواده اش میگیرد . پسر حسام غافل از اینکه بداند او همسر پدرش است ، از پدر و مادرش میخواهد او را برایش خواستگاری کنند. فیلم ، درگیری دو نسل را در مقابل زیاده خواهی نسل گذشته و مهجور ماندن نسل جدید را نشان می دهد.
در روز چهارشنبه سوری سه دوست به نامهای رامین (صابر ابر)، فرید (اشکان حسن پور) و جواد (شهروز دل افکار) بعد از ربودن اسلحهٔ یک مأمور زخمی، دست به سرقت از نوری (نوید محمدزاده)، همکلاسی دوران کودکی رامین که به فردی پولدار و مرموز تبدیل شدهاست میزنند، اما اتفاق بسیار عجیبی در آنجا رخ میدهد که نشان از قدرت خارقالعاده صاحبخانه (نوری) دارد…
صدرا که سالهاست خارج از ایران زندگی میکند زمینه تحصیل خواهرش را در خارج از ایران فراهم کرده؛ اما خواهر در مسیر فرودگاه به طرز مشکوکی ربوده میشود! صدرا به سراغ دوست قدیمی اش رضا میرود، او یک بادیگارد حرفهای است.