برچسب سیدمحمود چهارسوقی

گزارش یک اعدام 1386

رویا به جرم قتل شوهرش در زندان به سر می‌برد. پس از طی مراحل قانونی، رویا محکوم به اعدام می‌شود. شب قبل از اجرای حکم، اشرف یکی از زندانیان به او پیشنهاد فرار می‌دهد. اما رویا در ذهن خود نتیجه سیاه فرار را تداعی می‌کندو پیشنهاد اشرف را رد می‌کند. در آخرین لحظات اجرای حکم مهران، وکیل رویا به او خبر می‌دهد که قاتل اصلی شوهرش، خودکشی کرده است و رویا تبرئه می‌شود.

جایی برای بودن 1390

این فیلم روایت زندگی دو خانواده است که با تدوین موازی پیش می رود.از یک سو، خانواده شخصیت اصلی داستان، فریبا (با بازی مرضیه خوش تراش)قرار دارد و از سوی دیگر خانواده ماهرخ با بازی ژاله صامتی. این دو خانواده در نقطه ای با هم برخورد می کنند و بر هم تاثیر می گذارند.فریبا دختر جوانی است که اخیرا نامزد کرده است و به دنبال فراهم کردن جهیزیه ازدواجش است. او که پدر ندارد با کار در یک شرکت خدماتی به مادرش در تامین مخارج خانواده و فراهم کردن جهازش کمک می کند.فیلم با روایت موازی زندگی این دو خانواده به مشکلات نسل ها می پردازد و چاره حل مشکلات را فهم و کمک متقابل می داند.

صندلی خالی 1387

صندلی خالی مجموع سه اپیزود و قصه است: داستان فیلم اول ماجرای زوجی است که فامیل‌‎اند و اجازهٔ بچه‌دارشدن ندارند، آن‌ها به تهران آمده‌اند تا به دور از چشم خانواده فرزندشان را به‌دنیا بیاورند اما فرزندشان معلول است.‌.‌. فیلم دوم زنی است که عابری را در تصادف اتومبیلش کشته و حالا در جست‌وجوی خانوادهٔ اوست تا رضایتشان را جلب کند و فیلم سوم دربارهٔ کارگردانی است که ناخواسته باعث کشته‌شدن سیگارفروشی شهرستانی در زمان فیلمبرداری می‌شود و اکنون درگیر عذاب وجدان است. در بیرون از فضای سه قصه، کارگردان این سه فیلم به‌دلیل جهان بیمارگونه‌ای که ساخته در حال بازجویی شدن است.

دوران عاشقی 1393

فيلم درباره زندگي يک زن وکيل به نام بيتا است که در کار خود تبحر دارد و بيشتر پرونده‌هاي مربوط به طلاق را قبول مي‌کند. همسر او حميد در يک شرکت بزرگ کار مي‌کند و به واسطه شغلش با ميترا که به تازگي از خارج آمده آشنا مي‌شود و با او عقد مي‌کند. ميترا از حميد باردار شده، اما حميد اين مساله را نمي‌پذيرد و معتقد است که مدتهاست که عمل وازکتومي انجام داده و همه چيز را انکار مي‌کند. دايي ميترا که از اعتبار و قدرت زيادي برخوردار است از جريان مطلع شده و حميد را تهديد مي‌کند که بايد همسرش را طلاق و با ميترا به زندگي ادامه بدهد و براي تحت فشار قرار دادن حميد ميترا را به بيتا معرفي مي‌کند تا وکالت او را بر عهده بگيرد. ميترا از اين جريان مطلع مي‌شود و پرونده را نمي‌پذيرد و حالا حميد منتظر تصميم بيتا براي ادامه زندگي است.

حوض نقاشی 1391

رضا و مریم، زوجی هستند دچار معلولیت ذهنی اما سهیل، پسر یازده ساله شان از لحاظ جسمی، کاملاً سالم و عادی ست. رضا و مریم زندگی عاشقانه ای را سپری می کنند تا وقتی که سهیل به دلایلی شروع می کند به بهانه گیری کردن از پدر و مادرش؛ اینکه نمی توانند مثل پدر و مادری عادی رفتار کنند …