برچسب سیدمحمد سیف زاده

آخرین تکسوار 1377

در زمان حكومت «رضاشاه»، يك قشون نظامي به همراه دو مستشار روسي عازم لرستان مي شوند تا از سركشي عشاير جلوگيري كنند. قشون با عشاير درگير مي شوند و مردي به نام «سالار» را براي جاسوسي ميان عشاير مأمور مي كنند. عشاير با سرگرداني خود و خانواده شان به رفتن به شهر تن مي دهند. «سيد محمود» كه «سالار» به دختر او علاقمند است به همراه مردي به نام «دلاور» به شهر مي روند و با خبرچيني «سالار» دستگير مي شوند. افسران روس جشني ترتيب مي دهند كه زياده روي «سپهبد» در شرب خمر عاملي مي شود تا «سيدمحمد» و خانواده اش را آزاد كنند. بار ديگر قشون درصدد دستگيري «سيدمحمد» برمي آيند. اما بر اثر اتفاقاتي «دلاور» تسليم مي شود و به دار آويخته مي شود، ولي «سيدمحمد» همچنان در كوه ها سرگردان مي ماند تا اينكه باخبر بازديد «رضاشاه» از منطقه درصدد ترور او بر مي آيند. ترور ناموفق مي ماند و «سيدمحمد» هم كشته مي شود.