قباله 1390
قباله داستان دفترداری به نام رضا منوچهری است که سالها پیش یکی از جاعلین معروف به نام نازی را لو داده و پدر او طی اتفاقاتی فوت کرده است و اکنون پس از سال ها نازی و دوستش، در پی انتقام گرفتن از رضا هستند و...
قباله داستان دفترداری به نام رضا منوچهری است که سالها پیش یکی از جاعلین معروف به نام نازی را لو داده و پدر او طی اتفاقاتی فوت کرده است و اکنون پس از سال ها نازی و دوستش، در پی انتقام گرفتن از رضا هستند و...
فیلم سینمایی «منصور»، درباره بخشهایی از زندگی تیمسار منصور ستاری و ساخت اولین جنگنده کاملا ایرانی است و همچنین سالهای پایانی دفاع مقدس را روایت میکند که ایران به شدت درگیر کمبود تسلیحات نظامی است و سرتیپ ستاری بر یک پروژه مهم کار میکند.
سریال جزیره روایت زندگی خبرنگار جسوری به نام صحرا است که در عشق شکست خورده و تحقیر شده، به دنبال برابری با ارشد شاهنگ، معشوق خود که از خانواده اصیل و ثروتمندی بوده تصمیمات ماجراجویانه ایی میگیرد و وارد روابط تجاری پیچیدهای میشود که زندگی او و خانواده شاهنگ را دستخوش تغییرات اساسی میکند.
سیاوش ساقی (میلاد کیمرام)، کشتیگیر و قهرمان جهان است و نامزدش مرجان، نیاز به عمل پیوند کبد دارد. سیاوش به دلیل ناتوانی مالی در پرداخت هزینههای عمل پیش نصرت (رضا کیانیان) که یکی از میلیاردرها محسوب میشود میرود اما نصرت در ازای دادن پول از سیاوش میخواهد تا با مارال(ترلان پروانه)، دخترش عقد کند.
فیلم به ترورهای سال ۱۳۶۰ به دست گروه مجاهدین میپردازد. این درگیریها پس از برکناری ابوالحسن بنیصدر از ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی شدت میگیرند. پس از برکناری ابوالحسن بنی صدر، گروههای ضد حکومت مانند گروه سازمان مجاهدین خلق ایران دست به ترورهای موفق مقامات ارشد حکومت میزنند. از سوی دیگر، سازمان اطلاعات کشور و اطلاعات سپاه با همکاری هم درصدد دستگیری اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق هستند. در این میان، این فیلم رابطهٔ بین یکی از اعضای سپاه و زنی از اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق را که در گذشته در دانشگاه همکلاسی بودند، نشان میدهد.
فیلم ملکه به روایت داستان دیدهبانی به نام سیاوش (با بازی میلاد کیمرام) میپردازد که به دنبال فرصتی است تا تواناییهای خود را نشان دهد. او یک برج پالایشگاه (پالایشگاه آبادان) را برای دیدهبانی انتخاب میکند که بر حیاتیترین مختصات و جایگاههای دشمن احاطه دارد. داشتن چنین دیدگاهی یک فرصت طلایی برای جبهه خودی به وجود میآورد، اما با اولین تلفاتی که از دشمن میگیرد و ورود شخصیت خیالی داستان (با بازی مصطفی زمانی) که جمشید نام دارد، تردیدها آغاز میشود. به یکباره این قدرت مطلق برای کشتن انسانها برای سیاوش ترسناک میشود.
فيلم داستان جواني نخبه هرمز (بابک حميديان) است که از سوي مردي بسيجي به نام احمد براي يک پروژه اطلاعاتي به جبهه دعوت مي شود. مرد جوان با انجام بخشي از ماموريت اسير مي شود و دختر کردي جوان (طناز طباطبايي) او را نجات ميدهد. بين هرمز و دختر عشقي به وجود مي آيد اما آنها مجبور به جدايي مي شوند تا هرمز به جبهه خودي برگردد. در راه بازگشت به ايران، هرمز با موانع مختلف مواجه مي شود دست آخر احمد او را نجات مي دهد. سال ها بعد احمد جانباز شيميايي است و هرمز در ايران و آمريکا استاد دانشگاه است.
داستان از سال 10بعثت محمد و زماني که مسلمانان در تحريم اقتصادي هستند شروع ميشود. ابوسفيان با بازي داريوش فرهنگ از ابوطالب که پير است ميخواهد که به محمد بگويد که خدا را در دلش نگه دارد. ابوطالب به اتاق نبي اسلام ميرود و پيامبر در حال نماز خواندن است و بعد از سوره توحيد سوره فيل را ميخواند و سپس در يک فلشبک که اکثر فيلم را شامل شده به سال عام الفيل و تولد پيامبر و دوران کودکي وي از زبان خود ابوطالب به عنوان راوي فيلم ميرود. در سال عام الفيل، ابرهه يکي از سرداران لشکر حبشه به دستور پادشاه اين سرزمين به مکه لشکرکشي ميکند تا کعبه را از بين ببرد. ابرهه به وسيله چندين هزار نفر با فيل، اسب و تجهيزات جنگي فراوان به سوي شهر مکه ميآيند ولي در نزديکي مکه که حريم مکه به شمار ميرود، فيلها به جلو پيش نميروند و تعداد بسيار زيادي پرنده به نام ابابيل در حالي که سنگهايي در ميان نوک خود دارند، بر سر ارتش ابرهه فرو ميريزند و همه را از بين ميبرند. پس از پايان فلشبک، داستان دو مرتبه به سال ده بعثت و اوضاع بد مسلمانان تحريم شده ساکن در بيرون مکه برميگردد و در ادامه روايت نمايان شدن قرارداد تحريمها عليه مسلمانان خورده شده توسط موريانهها به تصوير کشيده ميشود. فيلم محمد از محاصره مسلمانان در شعب ابيطالب آغاز ميشود و به پيش از ميلاد پيامبر اسلام بازميگردد. صحنههاي درگذشت مادر محمد در روستاي ابواء و صحنههاي مربوط به دوران شيرخوارگي و خردسالي پيامبر در روستاي سعديه هم از ديگر بخشهاي فيلم است. فيلم محمد با اولين سفر پيامبر به شام و رسيدن به صومعه بحيرا به پايان ميرسد. «بحيرا» راهبي مسيحي است که درباره ظهور آخرين پيامبر به ابوطالب بشارت ميدهد