غریبه 1382
این فیلم روايت آزاد شدن منصور پس از 6 سال اسارت را در زندان به تصوير مي كشد.
این فیلم روايت آزاد شدن منصور پس از 6 سال اسارت را در زندان به تصوير مي كشد.
خواهر نادر به جرم قتل شوهرش محکوم به اعدام شده . و نادر برای فراهم کردن دیه مقتول دست به دزدی از طلا فروشی می زند و پول ها را در موسسه ای آموزشی پنهان می کند . در جریان خارج کردن پول ها ، با شادی آشنا می شود و …
فیلم گریز روایتگر داستان پدری است که بع خاطر اعتیاد، همسرش از او جدا میشود و حضانت بچه را هم میگیرد و .....
امیرعلی سروان نیروی انتظامی است که در یک کلانتری مشغول به خدمت شده است. او در حین یک ماموریت کاری با دزدی به نام پژمان درگیر شده و طی حادثه ای پژمان به قتل می رسد. پلیس امیرعلی را تبرئه کرده اما وی دچار عذاب وجدان شدیدی می شود…
حجت مرد میانسالی است که خانه و زندگی خود را در شمال ایران رها می کند و با پای پیاده به سوی جنوب ایران حرکت می کند. او تصمیم می گیرد تا انتهای دنیا پیاده برود و...
سیاوش در جریان سرقت از طلافروشی دستگیر میشود. بعد از آزادی میفهمد مکانی که طلاها را در آن مخفی کردهاند به مسجد تبدیل شده به همین دلیل در ماه رمضان به کار نظافت در مسجد مشغول میشود تا طلاها را بیابد اما طی ماجراهایی طلاها به دست سیروس کسی که پیشنهاد سرقت را داده بود میافتد.
این سریال روایتگر زندگی ۴ پادشاه قاجار در مدت ۷۰ سال حکومت بر ایران است،
«فرخ باستانی» جوانی ایرانی از طبقه فقیر جامعه است. او پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران، برای ادامه تحصیل به پاریس میرود. پاریس در روزهای پس از جنگ جهانی اول شرایط سختی دارد. این وضعیت فشار زیادی به فرخ میآورد. او طی حوادثی با دختری ایرانی ـ فرانسوی) به نام بلانش آشنا میشود که از پدری فرانسوی و مادری ایرانی متولد شدهاست. فرخ طی ماجراهایی با بلانش ازدواج میکند و موفق میشود سمت منشی گری «حسن تقیزاده» سفیر وقت ایران در پاریس را در فاصله سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد. تقیزاده هنگام بازگشت فرخ باستانی به ایران، طی نامهای خطاب به «علی اصغر حکمت» وزیر فرهنگ و معارف توصیه میکند از فرخ در دستگاه حکومت استفاده کند. حکمت نیز به «محمود جم» وزیر داخله توصیه فرخ را میکند و به این ترتیب فرخ باستانی به سمت فرماندار یک شهرستان کوچک کویری با نام «سامان» منصوب میشود. فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخریب بافت سنتی شهر و جایگزین کردن آن با خیابانی مدرن و مغازههایی جدید میکند. حضور همسر فرانسوی او در آن شهر کوچک و مذهبی نیز به مرور باعث بروز تغییراتی در شهر میشود. چندی بعد با صدور فرمان کشف اجباری حجاب بانوان، اتفاقهای تازهای در شهر سامان رخ میدهد.وبلانژ را طلاق میدهد