مگه تموم عمر چند تا بهاره 1401
زندگی آرام اعضای خانواده ربانی با ورود ناخواسته یک مار، پیدا شدن یک نسخه خطی نفیس و یک حفره اسرارآمیز دچار تحولاتی میشود...
زندگی آرام اعضای خانواده ربانی با ورود ناخواسته یک مار، پیدا شدن یک نسخه خطی نفیس و یک حفره اسرارآمیز دچار تحولاتی میشود...
سبا به همراه پدرش، قرار است برای تماشای مسابقه فوتبال، به استادیوم بروند. اما پیش از رفتن به استادیوم، پدرش او را به یک قهوهخانه برده و رازی را برای او فاش میکند.
طلا و عطی (آبجی)، مادر و دختری است که سالیان سال است کنار هم زندگی میکنند؛ سالهایی به درازای زندگی آبجی یعنی حدود ۵۰ سال. اما این وضعیت پایدار نیست و روزهای جدایی از راه میرسند. این جدایی در حالی اتفاق میافتد که «آبجی» به دلیل شرایط ویژهای که دارد بسیار وابسته به مادر است و «طلا» در زمان باقی مانده به دنبال امنیتی برای آینده «آبجی» است. آیندهای بدون حضور خودش.
در این فیلم زندگی سه دختر با خاستگاههای فکری متفاوت روایت میشود که هر سه به نوعی مجردند و همین میشود که به دل خیابان زده و با حضور در مهمانیها و گعدههای (دوره همیهای) مختلف از مردان انتقام میگیرند.
یک بیمار روانی از آسایشگاهی در جنگلهای شمالی ایران فرار می کند و واحدهای گشتی دو کلانتری مجاور آسایشگاه در جاده های اطراف به دنبال پیدا کردن او هستند.
امیر پسربچه ای است که از اینکه پدرش مجبور است برای آقای فراست کار کند ناراحت است. پدر امیر در کار انیمیشن سازی است و یک عروسک ساز حرفه ای است ولی آقای فراست با پدرش بد اخلاق است و احترام او را نگه نمی دارد. پدر بزرگ امیر در کار خیمه شب بازی است و در کارش استاد است او یک چراغ جادو به امیر هدیه می دهد که غولک از آن بیرون می آید و امیر را برای دیدن آینده اش به زمان آینده می برد. امیر پس از دیدن آینده تصمیم می گیرد به کمک غولک به پسرش کمک کند و اوضاع را رو به راه می کند که ...