برچسب سیاوش چراغی پور

سبا (کوتاه) 1398

سبا به همراه پدرش، قرار است برای تماشای مسابقه فوتبال، به استادیوم بروند. اما پیش از رفتن به استادیوم، پدرش او را به یک قهوه‌خانه برده و رازی را برای او فاش میکند.

آبجی 1394

طلا و عطی (آبجی)، مادر و دختری است که سالیان سال است کنار هم زندگی می‌کنند؛ سال‌هایی به درازای زندگی آبجی یعنی حدود ۵۰ سال. اما این وضعیت پایدار نیست و روزهای جدایی از راه می‌رسند. این جدایی در حالی اتفاق می‌افتد که «آبجی» به دلیل شرایط ویژه‌ای که دارد بسیار وابسته به مادر است و «طلا» در زمان باقی مانده به دنبال امنیتی برای آینده «آبجی» است. آینده‌ای بدون حضور خودش.

ارادتمند نازنین بهاره تینا 1395

در این فیلم زندگی سه دختر با خاستگاه‌های فکری متفاوت روایت می‌شود که هر سه به نوعی مجردند و همین می‌شود که به دل خیابان زده و با حضور در مهمانی‌ها و گعده‌های (دوره همی‌های) مختلف از مردان انتقام می‌گیرند.

نفر سوم (کوتاه) 1398

یک بیمار روانی از آسایشگاهی در جنگلهای شمالی ایران فرار می کند و واحدهای گشتی دو کلانتری مجاور آسایشگاه در جاده های اطراف به دنبال پیدا کردن او هستند.

سفر زمان 1391

امیر پسربچه ای است که از اینکه پدرش مجبور است برای آقای فراست کار کند ناراحت است. پدر امیر در کار انیمیشن سازی است و یک عروسک ساز حرفه ای است ولی آقای فراست با پدرش بد اخلاق است و احترام او را نگه نمی دارد. پدر بزرگ امیر در کار خیمه شب بازی است و در کارش استاد است او یک چراغ جادو به امیر هدیه می دهد که غولک از آن بیرون می آید و امیر را برای دیدن آینده اش به زمان آینده می برد. امیر پس از دیدن آینده تصمیم می گیرد به کمک غولک به پسرش کمک کند و اوضاع را رو به راه می کند که ...