عکاسخانه 1390
آقا عبدالله مرد مهربانی است که چاپخانه دارد. او علاوه بر حمایت از برادرش کمال، به یوسف که همه خانوادهاش را در زلزله از دست داده، رسیدگی کرده و سرمایهاش را برایش نگهداری میکند. یوسف که در چاپخانه، مشغول به کار شده؛ از ناملایمات محیط کار و حسادتهای پسر آقا عبدالله اذیت میشود تا آنجا که …
منوچهر جیرفتی در خانه پسر کوچک خود «سهیل» فوت میکند. او وصیت کرده که جنازهاش را در قبرستان خانوادگی واقع در باغی در شهر جیرفت به خاک بسپارند. سهیل مأمور بردن جنازه پدر به جیرفت میشود. در پی حفر در باغ تعدادی اشیاء تاریخی از زیر خاک بیرون میافتد.
شلیک نهایی داستان "سرگرد کلانی" (با بازی داریوش فرهنگ) است که مامور پیگیری و دستگیری باندی حرفهای میشود که همه نوع خلافی مثل قاچاق را انجام میدهد. او متوجه میشود یکی از دوستان صمیمیاش به نام "جمشید" (با بازی رضا کیانیان) در این باند حضور دارد. کلانی سعی میکند از جمشید کمک بگیرد اما او قبول نمیکند و کلانی به ناچار از طریق عواملی، وارد باند شده و با جعل اسناد، اطلاعاتی بدست میآورد. رئیس باند، از هویت واقعی سرگرد کلانی مطلع شده و محل تحت مراقب پلیس را بهموقع، ترک میکند اما در انتها، اعضای باند قاچاق دستگیر میشوند.[۲]
داستان این مجموعه دربارهٔ دختری به نام نرگس است که بعد از مرگ منصور دچار مشکلات عدیده در زندگی خود میشود. برادر منصور در پی به دست آوردن ثروت بی شمار قصد دارد نرگس را از شهر خود آواره سازد.
مریم افشار دانشجوی رشته هنر، دختری خانوادهدار است و پدر و مادر خوبی دارد. همه چیز در خانواده مریم آن قدر خوب و بجاست که مریم لازم نمیبیند هیچکدام از نیازهایش را در بیرون از خانه تأمین کند. اما همه چیز دست به دست هم میدهند …
جوان ورزشکاری بعد از حضور در مسابقات جهانی به ایران بازگشته و با قتل مشکوک برادرش مواجه میشود. در این ماجرا به مفاهیم عاشورایی نیز در جایگاه خود پرداخته میشود.
پسری جوان به نام سیاوش (کامران تفتی) که زیاد هم اهل اخلاق و دین و ایمان نیست عاشق میشود و در راه عاشقی و رسیدن به معشوق تغییر مسیر داده و به انسانی وارسته تبدیل میشود.