چشمک 1386
این فیلم داستان زنی مرفه را بیان میکند که با توجه به مشکلات خانوادگی از همسرش جدا شده و در پی آن سرپرستی دخترش به پدر واگذار میشود و برای جبران این ناکامی تصمیم میگیرد سرپرستی کودکی از پرورشگاه را برعهده بگیرد.
این فیلم داستان زنی مرفه را بیان میکند که با توجه به مشکلات خانوادگی از همسرش جدا شده و در پی آن سرپرستی دخترش به پدر واگذار میشود و برای جبران این ناکامی تصمیم میگیرد سرپرستی کودکی از پرورشگاه را برعهده بگیرد.
پونه و فرهاد پس از پانزده سال زندگي مشترك، حدود سه سال است كه از يكديگر جدا شده اند. آشنايي پونه با يك مرد جوان انگيزه اي مي شود تا فرهاد رقيب عشقي خود را از ميدان به در كند.
داستان این فیلم در مورد دختری است به نام ریحانه( آرمیتا مرادی )که می خواست فردا امتحان بدهد. شب در خواب می بیند که معلمشان تصادف میکند. او از خواب می پرد و روز بعد موقع امتحان معلمشان خانم همتی سر کلاس نیامد و ریحانه ناراحت پیش خانم مدیر میرود و قضیه خواب با جزئیات کامل را می گوید و آنها وقتی با خانه میترا همتی تماس میگیرند معلوم میشود که همه جریانات درست است. ولی اثری از خانم همتی پیدا نمیکنند ولی وقتی دوباره ریحانه به خواب میرود دوباره ادامه خواب را می بیند که خانم همتی تصادف نکرده ولی با پیرزنی برخورد میکند و پای پیرزن مجروح میشود و مجبور میشود که وسایل پیرزن را به همراهش تا خانهشان ببرد. پیرزن در آپارتمانی زندگی میکرد که نگهبان آن دختری داشت که ناقص بود و مدرسه خانم همتی آن را قبول نمیکرد و آن دختر را بیرون کرده بودند. دختر از آنها خیلی ناراحت بود. موقعی که خانم همتی وسایل پیرزن را تحویل داد و خواست برگردد آن پلههای سقوط میکند و به طبقه همکف می افتد و بیهوش میشود و آن دختر ناقص او را می برد و می بینند. از طرفی ریحانه با پلیس همکاری میکرد و به خواب می رفت و از ادامه ماجرا با خبر می شد. در پایان خانم همتی که دید دختر آن را بسته و بسیار از آنها ناراحت است وقتی دختر او را آزاد کرد او برگشت و به دختر درس داد.
داستان هفت روز از زندگي دزدي است که تازه از زندان آزاد شده وطلاق همسرش و دوري تنها دخترش او را در شرايط بدي قرار داده است. مرد جوان در اولين صبح پس از آزادي تصميم گرفته دزدي را کنار بگذارد. دوري کردن از وسوسه هاي دزدي ديري نمي پايد و روزهاي بعد که گرسنگي امان مرد جوان را بريده؛ او را از اين تصميم باز مي دارد.
داستان فيلم، زندگي يك خبرنگار عراقي به نام خالد (شهرام حقيقتدوست) است كه با نامزدش «ضحي» (ماهچهره خليلي) همكار است. وي در پي يافتن عاملان و مسببان اصلي بمبگذاريها و حوادث تروريستي عراق برميآيد و در نهايت …
پسر جوانی در آستانه ازدواج با همسرش درگیر یک ماجرای مواد مخدری میشود و به زندان میافتد. آزاد شدن وی از زندان پس از سه سال سرآغاز اتفاقات زیادی است که پای پلیس و مافیای مواد مخدر را پیش میکشد
داستان درباره يک گروه از جوانان است که نقطه اشتراک آنها در اين است که يا پدر خود را از دست دادهاند و يا والدين آنها از هم جدا شدهاند. آنها در شبکه اجتماعي گروهي تشکيل داده اند. در يکي از شبها براساس يک شوخي و شرطبندي يکي از بچهها وارد خانهاي ميشود و همين شوخي سرآغازي ميشود براي اتفاقاتي که در روايت هاي مجزا به تصوير کشيده شده است.