ملاقات با سایه (کوتاه) 1404
امیر و شهرزاد پسر عمو و دخترعمو یکدیگرند. امیر و شهرزاد دو جوان آبادانی ساکن تهران هستند. امیر و شهرزاد فیلمسازان جوان خوش ذوقی هستند.امیر و شهرزاد گرفتار و بد شانس، اما امیدوارند. شهرزاد به دوربین موبایل و امیر به اسلحه امید دارد.
حمزه و عباس تصمیم میگیرند در روز جشن ازدواج پسر کیانوش به باغ او دستبرد بزنند. این ماجرا با سقوط یک هواپیمای بمبافکن عراقی در نزدیکی باغ همزمان میشود. سقوط هواپیما و ورود خلبان آن به باغ کیانوش ماجراهایی را رقم میزند.
هشت مسافر پیش از طلوع آفتاب، شهداد را به مقصد کرمان ترک میکنند. میان راه اتفاقی آنها را از رفتن بازمیدارد...
در ابتدای قرن چهاردهم شمسی، وقتی شاه متوجه جنبشهای نوظهور مربوط به حقوق زنان در کشور میشود، ماموریت ویژهای به یکی از اهالی دربار خود میدهد و ...
«اینجا خانه من است» به روزهای ابتدایی دفاع مقدس توجه دارد و از نگاه یک کودک عراقی فیلم روایت میشود. در این فیلم داستان ورود نیروهای بعثی به خرمشهر و مقاومت نیروهای مردمی، نظامی و انتظامی در برابر نیروهای مهاجم را روایت میکند.
حامد و رونا دو افغانی در تلاشند تا افغانستان را ترک کنند و به امید یافتن زندگی بهتر از افغانستان به اروپا مهاجرت کنند. برای اجرای این طرح ، آنها ابتدا با اتوبوس به طور غیرقانونی وارد ایران می شوند. حامد در محل اقامت یک دوست افغان دیگر که قبلاً در تهران است اقامت دارد و آماده انتقال به ترکیه است. اما سرانجام ، آنها دریافتند که برای انتقال از ترکیه به اروپا و شناخته شدن به عنوان پناهنده ، به دلایل قانع کننده ای نیاز دارند. سرانجام ، او سعی می کند از اسلام به کاتولیک تبدیل شود ، اما حتی مشکلات و خطرات بیشتری نیز وجود دارد...
نهال و همسرش حامد عضو یک گروه علمیجوان هستند که برای اختراعشان به ایتالیا دعوت شده اند.در آخرین روزهای قبل از سفر بر اثر یک حادثه بیماری حامد اوج میگیرد و حادثه پشت حادثه سفر این گروه را با بحران مواجه میکند…