برچسب سیاوش خیرابی

مادر 1392

این سریال تلویزیونی که در ادامه سریال همچون سرو به نویسندگی و کارگردانی بیژن بیرنگ ساخته شد داستان آن درباره‌ی مادری به نام «ماهی خانوم» است که برای بازگرداندن پسرش از جبهه راهی مناطق جنگی می‌شود اما ماجراهایی متفاوتی برای او رقم خورده و او را در جبهه ماندگار می‌کند.

همچون سرو 1389

این سریال روایتگر روابط نیروهای مستقر در یک پایگاه پشتیبانی پشت خط مقدم جنگ است که در هر قسمت به موضوعی مستقل در خصوص هشت سال دفاع مقدس و نیز روابط انسانی افراد این پایگاه می‌پردازد.

سه پنج دو 1390

حشمت سوری که از فوتبال متنفر است بعد از فوت عمویش تمام اموال او بهش می رسد،او با مشورت پسرش برای پول در آوردن یک تیم فوتبال(آذرخش)می خرد و مدیرعامل باشگاه می شود و پسرش را سرپرست باشگاه می کند،او با حقّه های دربندی مشاورش و دلال فوتبالی بیشتر ثروت بادآورده اش را از دست می دهد و دخترش با سیاوش رستمی و پسرش با شایسته دختر دربندی ازدواج می‌کنند.سیروس با گول زدن فرخ (برادر زن حشمت)دسته چک حشمت را می دزدد،و می خواهد به امارات برود و آنجا کار کند،ولی دوستش دست و پای او را می بندد و چک را به بانک میبرد تا نقدش کند،ولی سیاوش و پیام سر می رسند و او را تحویل پلیس می دهند،حشمت باشگاه را تحویل رحمانی (رئیس هیئت مدیره) باشگاه می دهد و یک میوه فروشی به اسم سه پنج دو می زند.

سر به راه 1393

قصه سریال سر به راه دربارهٔ جوان سر به هوایی به نام شهاب است که به جای زندان، مجبور به گذراندن دوره محکومیت خود در یک مؤسسه خدمات اجتماعی می‌شود و این مؤسسه جایی نیست جز خانه یاس که محل نگهداری از کودکان بی سرپرست است.

هست و نیست 1396

این فیلم داستان دو باجناق است که اختلافات قدیمی با یکدیگر دارند . از این رو فرزندان شان عاشق یکدیگر می شوند و …. .

پرستاران 1395

این مجموعه تلویزیونی زندگی چند پرستار را نمایش می‌دهد که در یک اورژانس فعالیت می‌کنند و البته فقط به زندگی حرفه‌ای آن‌ها نمی‌پردازد؛ بلکه داستان‌هایی از زندگی شخصی این پرستاران و تعاملات آن‌ها با کادر درمانی را نیز به نمایش می‌گذارد.

ترانه مادری 1387

داستان در مورد دو برادر یتیم به نام‌های بهرام و پویا است. که یک برادر (فرخ، دایی برادرها) و خواهر (فرخنده، خاله برادرها) آن‌ها را به پیشنهاد مادرشان به فرزندی می‌پذیرند. پس از آن، اتفاقی بین شوهر فرخنده، برادر او و فرخ پیش می‌آید که موجب دوری خانواده‌ها از هم می‌شود. با گذشت ۱۵ سال از این ماجرا، مادربزرگ خانواده سعی در نزدیک کردن آن‌ها به هم دارد و سعی می‌کند با کمک کردن به پویا و بهرام تا هر دو در یک دانشگاه قبول شوند، زمینهٔ این نزدیکی را فراهم کند. این وسط، خانه‌ای که مادربزرگ برای ایجاد کانون اصلی این اتفاق‌ها در نظر گرفته، همان خانه‌ای است که به عنوان سهم دو برادر یتیم بوده و فرخ می‌خواهد با فروش آن، صاحب پول کلانی شود.