توهم سقوط (کوتاه) 1402
حسین آقا فردی است با سابقه حضور در جبهه که به عنوان پیک موتوری در یک پیتزافروشی کار میکند. به خاطر سفارشهایی که از مناطق مرفه شهر به او میرسد با زندگی طبقهٔ بورژوای تهران آشنا میشود. از طرفی در چندین مواجهه با یک طلافروشی، مورد تمسخر و اهانت قرار میگیرد. سیر او در بین افراد طبقه مرفه جامعه و نگاه به جایگاه خودش در اجتماع و تاثیرات روحی مورد اهانت قرار گرفتن توسط صاحب طلافروشی، باعث میشود دست به یک جنایت بزرگ بزند.
عطا جوانی است که در اثر ماجرایی فریب میخورد و برای جبران مشکلات مالی که برایش پیش میآید، دچار بحران شده و طی اقدامی دست به دزدی میزند...
این فیلم از سه اپیزود مجزا و در عین حال پیوسته تشکیل شده است. هریک از این اپیزودها در حالی که داستان مربوط به خود را دارند با یک موضوع محوری به هم مربوط می شوند. محور اصلی هر سه اپیزود امامزاده ای به نام امامزاده سید آقا است که هر سه داستان در آن شکل می گیرد…
داستان فیلم "سرزده" مربوط به یک میهمانی شبانه چند دختر و پسر جوان است که با آمدن یک ترنس جوان به بحران تبدیل می شود.
فیلم "تپه آدم برفی" روایتگر داستان جوانی از خطه زیبای کهگیلویه و بویراحمد است که با کار و تلاش میکوشد علاوه بر رسیدگی به امور خانواده، به آمال و آرزوهایش هم دست پیدا کند.
«در چشم باد» قصه زندگی خانوادهای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگیشان از دوره قیام میرزا کوچک جنگلی تا آزادسازی خرمشهر در آن به تصویر کشیده میشود، قصه از زمانی آغاز میشود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری میکند و با این اقدام دوران پر حادثه تاریخ معاصر ایران آغاز میشود که سه دوره تاریخ ایران را بازگو میکند. پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی است. پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانوادهاش به تهران کوچ میکند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیتهای سیاسیاش را پی میگیرد.ایرانی ۳ پسر و یک دختر دارد که نام یکی از پسرها «بیژن» است و نقش او را «پارسا پیروزفر» بازی میکند. «بیژن» خلبان است و پس از ترک نامزدش «ایران نخجوان» با بازی سحر جعفری جوزانی در جنگ جهانی دوم با متفقین میجنگد. او پس از جنگ دستگیر و به خارج از کشور تبعید میشود.
بیژن زمانی که اسیر میشود عشق دوران کودکی خود یعنی لیلی《ستاره صفراوه》 را در ارتش شوروی پیدا میکند و به همراه او فرار میکند.
بیژن زمان جنگ ایران و عراق به ایران میآید و برای پیدا کردن پسرش مجبور میشود به جبهه برود. نقش پسر دیگر ایرانی به نام «نادر» را «کامبیز دیرباز» بازی میکند. «نادر» تاجر است و تمایل زیادی به دخالت در ماجراهای سیاسی ندارد. نقش همکار و دوست او را «رضا شفیعیجم» بازی میکند.اسد پسر کوچکتر خانواده «مهدی کاسه ساز» در حمله هوایی متفقین به نیروی دریایی بندر پهلوی به همراه یدالله بایندر شهید میشود. فاطمه دختر ایرانی گلاره عباسی با محمود دژگیر محمد رضا هدایتی ازدواج میکند.
این فیلم قصهٔ یک شکارچی و تاکسیدرمیست به نام «دکتر احمد کوپال» است که در روز آخر سال با یک چالش غریب در زندگیاش مواجه میشود.