برچسب سیامک قدکچیان

سعادت آباد 1389

ياسي در تدارك جشن تولد براي همسرش محسن است. آنها دعواي سختي داشته اند و ياسي دارد اين مهماني را براي آشتي كنان برگزار مي كند. او از دو زوج كه دوستان خانوادگي شان هستند براي شركت در اين مهماني دعوت كرده؛ علي و لاله، و بهرام و تهمينه. اما هر كدام از اين زوج ها، كه همكارهاي محسن هم هستند، مشكلات خاص خودشان را دارند. لاله به خاطر يك مأموريت كاري كه سفري سه ماهه به آلمان است، بدون اينكه شوهرش را در جريان بگذارد ويزا تهيه كرده و سقط جنين انجام داده است. ياسي و محسن و بهرام و تهمينه هم در اين كار به او كمك كرده اند تا جريان را از علي مخفي كند. اما علي كه آدمي متعصب و شكاك است به تماس هاي لاله و تهمينه مشكوك مي شود و مي خواهد هر طور شده از ماجرا سر دربياورد. بهرام و تهمينه هم در زندگي مشترك به مشكل خورده اند و قصه جدايي دارند اما نمي خواهند كسي فعلاً از ماجرا باخبر شود. ظاهراً بهرام به خاطر پول با تهمينه كه دختر رييس اش و از او بزرگتر است ازدواج كرده. تهمينه هم كه از راه مي رسد و وارد مهماني مي شود خبر مي دهد كه جنس هايش به ارزش يك ميليارد تومان موقع ترانزيت زير آب رفته و اصلاً حال و حوصله مهماني ندارد و برخورد بدي با ياسي و بقيه مي كند. اما كمي كه مي گذرد خبر مي رسد كه جنس ها را از آب گرفته اند و ضرر به دويست ميليون تومان كاهش پيدا كرده. اين موضوع باعث مي شود كه محسن هم كم كم وارد فضاي مهماني شود. اما تماس هاي تلفني مشكوك او و بقيه افراد حاضر در مهماني باعث مي شود كه با ادامه پيدا كردن مهماني اختلافات بالا بگيرد و رابطه هايي كه تا به حال پنهان بوده آشكار شود؛ از جمله رابطه محسن با پرستار دخترش...

فاصله 1388

«فاصله» در مورد زنی است که به دنبال شوهرش به تهران می‌آید اما در پی جستجو و پیدا کردن شوهرش دچار حوادثی می شود...

دختر شاه پریون 1389

مرد کارخانه دارِ ثروتمندی به نام ارژنگ در یک تصادف وارد خانه دختری دزد که قبلاً ساعت او را در مترو دزدیده بود می‌شود و می‌فهمد که آن دختر و خانوادهٔ او از شخص او متنفرند و چون مرد از دختر خوشش آمده خود را شخص دیگری معرفی می کند و گرفتاری‌هایی برایش پیش می‌آید.

پس کوچه های شمرون 1391

دو جوان که به تازگی ازدواج کرده‌اند به دلیل شرایط، قادر به ادامه زندگی با همدیگر نیستند. آنها قصد جدایی دارند، اما در طول مسیر با ماجراهایی مواجه می‌شوند...

جانان 1394

دختر پرشوری به نام جانان لابلای صفحات یک کتاب قدیمی یک نامه عاشقانه پیدا می‌کند. نامه‌ای که روایت عشق تلخ مهرانگیز و علی آیرم است. جانان تصمیم می‌گیرد که نامه را در صفحه فیسبوکش منتشر کند. مهرانگیز داستان به سراغ جانان می‌آید تا به کمک او نشانی از عشق قدیمی‌اش پیدا کند.