برچسب سیامک خواجه وند

کاغذ خروس نشان 1390

سه کودک در دهه 50 با تلاش فراوان سعی در رسیدن به آرزوها و رویاهای شان را دارند و برای رسیدن به این آرزو، ما بزرگان باید آنها را یاری دهیم ... اما ...

دادزن 1399

دادزن قصه جوانی است که در جریان زندگی دچار پیچیدگی‌هایی می‌شود و پای آدمهای زیادی را به زندگی او باز می‌شود که هر یک داستانی در پی خود دارند.

ملودی 1386

دختران حاج عزت گاراژدار، برخلاف میل و نظر پدرشان و دور از چشم او به دنبال مهمانی و پارتی هستند، در یکی از مهمانی ها، جوانی به نام اشکان، خواستگار دختر دوم حاج عزت می شود، اما با مخالفت وی مواجه می شود. اشکان حاضر نیست از نظرش بگذرد پس در یک کشاکش طولانی و طی ماجراهایی، سرانجام نظر مساعد حاج عزت را به دست می آورد...

قصه دلها 1385

حامد پسر شروري است كه با پدر و برادرش زندگي مي كند و رابطه او با دوستان ناباب مدام براي پدرش مشكل ساز مي شود. پدر حامد كاري براي او در يك كارخانه پيدا مي كند. حامد در كارخانه با پسري به نام احمد هم اتاق مي شود. چند كارگر شرور هم در كارخانه هستند كه از احمد كه خرجي خانواده اش را مي دهد، اخاذي مي كنند، تا اين كه حامد جلوي آنها مي ايستد و سردسته شان ناصر را زخمي مي كند. كم كم بين حامد و دختر رييس كارخانه، عسل هم رابطه اي به وجود مي آيد. ناصر كه از حامد كينه به دل دارد، سرپرست داخلي كارخانه، يعقوبي را، در جريان عشق آن دو قرار مي دهد و يعقوبي با مشورت رييس، حامد را اخراج مي كند، چون عسل را براي پسرش كه مقيم كاناداست مي خواهد. اما عسل به خاطر حامد تن به ازدواج با پسر يعقوبي نمي دهد و پس از درگيري با والدينش، خانه را ترك و پيش عمه اش مي رود. كم كم حال عسل آن قدر بد مي شود كه پدرش راضي مي شود حامد را برگرداند، غافل از اينكه يعقوبي توسط ناصر و دارودسته اش قصد دارد حامد را شكنجه بدهد و معتاد كند. رودرويي حامد و پدر عسل هنگامي است كه حامد كاملاً معتاد و از دست رفته است. او به كمك پدر عسل اعتيادش را ترك مي كند. اما قبل از ازدواج با عسل پي مي برد كه مبتلا به ايدز است. حامد نامه اي براي عسل مي گذارد و به سمت دريا مي رود. عسل به اتفاق خانواده اش به جست و جوي حامد به شمال مي رود و با پي بردن به خودكشي حامد، خود را به درياي خروشان مي سپارد.

یکی از ما دو نفر 1389

سارا كه پس از پايان تحصيلات مهندسي تازه از آمريكا برگشته، براي استخدام به شركتي مي رود كه بابك مدير آن است. بابك كه از به هم خوردن نامزدي سارا باخبر است، به عمد او را به دفترش كشانده تا مثل دختران ديگر جذب خودش كند. اما سارا دختر متفاوتي است و با جديت براي اجراي نمايشگاهي از مناطق ايران در كنار يك بناي تاريخي آماده مي شود. حربه هاي مختلف و تكراري بابك هم تأثيري روي او ندارند. استخدام دوست دوران كودكي سارا، مهرداد سبب دردسر براي هر دوي آنها مي شود. به نحوي كه به خاطر حسادت بابك، مهرداد اخراج مي شود. سارا پس از آتش گرفتن چادر نمايشگاه، موفق مي شود چادر نسوزي را جايگزين كند، اما بلافاصله به دليل درگيري مهرداد با بابك، به رغم علاقه پنهانش به بابك، استعفا مي دهد. روز بعد وقتي سارا براي تسويه حساب به شركت مي رود، بابك نمي گذارد او از شركت خارج شود و سارا خود را از ايوان شركت به پايين پرت مي كند و به شدت زخمي مي شود. چهار پنج سال بعد، بار ديگر بابك و سارا تصادفي يكديگر را در بنايي باستاني در كوير ملاقات مي كنند. بابك اعتراف مي كند عاشق سارا بوده، اما سارا چيزي از عشقش نمي گويد. هنگام ترك محل، بابك اتومبيل سارا را تعقيب مي كند.

زندگی شیرین 1387

امير محجوبي بازيگر سينماست كه در راه ازدواج با دختر مورد علاقه اش هستي با مشكلات خانوادگي مواجه مي شود. فريبرز برادر دوقلوي امير پس از سالها وارد ايران شده اما ورود او مشكلات امير را چند برابر مي كند...

نیمه پنهان 1380

فرشته در آستانه رسيدگي همسرش خسرو در مقام نماينده رياست جمهوري به پرونده قضايي يك زن محكوم به اعدام، دفترچه ي خاطراتش را به او مي دهد. خسرو در دفتر مي خواند كه فرشته كه در سال هاي 58-59 دانشجو بوده، جذب گروه هاي سياسي چپ مي شود و به عنوان هوادار فعاليت مي كند. در اين شرايط به محفلي روشنفكرانه راه مي يابد كه گرداننده اش سردبير يك نشريه ادبي به نام روزبه جاويد است. اين آشنايي كم كم به عشقي نامعلوم مي انجامد، اما او پي مي برد كه جاويد همسري به نام خانم جاويد دارد. فرشته با وجود تنگ تر شدن فضاي سياسي جامعه، به خاطر قولي كه به خانم شفيع داده است درخواست جاويد را مبني بر فرار از ايران و ازدواج با او نمي پذيرد. تا اينكه هفده سال بعد در حالي كه مسير زندگي اش كاملاً تغيير كرده است او را در مجلس ختم يكي از دوستانش مي بيند. جاويد از فرشته گله مي كند كه هيچگاه فرصت دفاع از خود را به او نداد.