برچسب سیامک انصاری

لامینور 1398

دختر جوانی عاشق موسیقی است اما پدرش (سیامک انصاری) مخالف موسیقی است و مدام دخترش را محدود و سرکوب می‌کند. با خالی شدن خانه و رفتن پدر و مادر به سفر، دختر جوان با همراهی پدربزرگ (علی نصیریان) پارتی بزرگی را تدارک می بینند، پارتی آغاز می‌شود اما…

شاید عشق نبود 1396

عروسک فروشی در پارک ماجراهایی که بر سر دوست سینماگرش آمده است را برای دختر جوانی بازگو می‎کند. دختر جوان که از عوامل فیلمی است که در آن‌سوی پارک مشغول فیلم‌برداری آن هستند، در انتها به هویت مرد عروسک فروش پی می‌برد.

کاراگاه شمسی و دستیارش مادام 1380

این مجموعه روایتگر داستان دو خانم دوست و همسایه به نام‌های شمسی و مادام است. شمسی زنی باهوش، کنجکاو، کم حوصله و تندمزاج است که علاقهٔ زیادی به رمان‌ها و مجموعه تلویزیونی‌های پلیسی، به‌خصوص پوآرو دارد و این موضوع باعث می‌شود که مسائل دوستان و اهالی محله را پیگیری کرده و گره از مشکل آن‌ها بگشاید. در مقابل، صاحبخانه و همسایهٔ ارمنی شمسی، مادام رزا، پیرزنی آرام، ساده، خوشدل و محافظه‌کار است که اگرچه معمولاً از ماجراجویی‌های بی‌پایان شمسی به تنگ می‌آید، اما همواره او را برای رسیدن به نتیجه همراهی می‌کند و گاهی تقابل این دو شخصیت، موقعیت‌ها و دیالوگ‌های کمیک می‌آفریند. تفاوت مذهب و زبان مانعی برای نزدیکی و صمیمیت شمسی و مادام نیست و زندگی آن‌ها با هم درآمیخته و به شدّت به یکدیگر وابسته‌اند. با وجود اینکه هر دو در ابتدای پیری قرار دارند و از راه بافتن بافتنی زندگی خود را می‌گذرانند، امّا کنجکاوی شمسی، پای این زوج کارآگاهی را به ماجراهای جدید می‌کشاند و یکنواختی زندگیشان را برهم می‌زند. علاوه بر مادام، علیرضا، خواهرزاده شمسی که راننده آژانس است و سرهنگ گلچهره کارمند بازنشسته آگاهی، نیز علی‌رغم میل خود، کاراگاه شمسی را در تعقیب مظنونان همراهی می‌کنند.

روشن 1399

روشن، مرد میانسال عشق بازیگری، نمی‌تواند خانه ثبت‌نامی‌اش را بگیرد و در آستانه فروپاشی همه‌چیز، تصمیم می‌گیرد نقشش را بازی کند.

شب های برره 1384

کیانوش استقرارزاده سردبیر یک روزنامهٔ دههٔ ۱۳۱۰ است. او با نوشتن مقاله‌ای انتقادی به تبعید در نقاط دوردست ایران محکوم می‌شود. در بین راه در اتفاقاتی توسط یک مار (نشیمن‌گز) گزیده می‌شود. شیرفرهاد، پسر خان پایین‌برره یعنی سالارخان، او را به برره می‌آورد.

ویلای من 1391

داستان ویلای من دربارهٔ پیرمردی ۹۰ ساله و پولدار (آقای مشکات) است که قرار است به‌زودی فوت کند. وی هرگز ازدواج نکرده و فرزندی ندارد. او فقط چند برادر دارد که همهٔ آن‌ها فوت کرده‌اند. وکیل درستکار وی (نگین معتضدی) به دنبال وراث واقعی او می‌باشد که به‌طور اتفاقی ارسلان (مهران مدیری) و هدایت (سیامک انصاری) که در یک رستوران کار می‌کنند متوجه این ماجرامی‌شوند و تصمیم می‌گیرند که خود را به عنوان برادر زاده مشکات معرفی کنند. ارسلان فردی باهوش و خلاف کار با سابقه است و هدایت نیز سابقه زندان دارد و در جعل مدرک استاد است.