اروند 1394
«اروند» داستان يونس جانباز اعصاب و روان دفاع مقدس را روايت مي کند که بيست و هفت سال پس از پايان جنگ هنوز هم با خاطره هم رزمانش روزگار مي گذراند و ناگهان در همراهي با يک گروه تفحص اتفاقات تازه اي در جريان سيال ذهنش وارد مي شود.
«اروند» داستان يونس جانباز اعصاب و روان دفاع مقدس را روايت مي کند که بيست و هفت سال پس از پايان جنگ هنوز هم با خاطره هم رزمانش روزگار مي گذراند و ناگهان در همراهي با يک گروه تفحص اتفاقات تازه اي در جريان سيال ذهنش وارد مي شود.
گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانوادهاش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی میکند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش میگذراند. یک روز آنها تصمیم میگیرند تا دست به اقدامی هیجانانگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظرهای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرمکننده و هیجانانگیز، به دردسری پیچیده تبدیل میشود. اتفاقاتی که رخ میدهد، از اساس، دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر میدهد.
ماهی عاشق یک پسر افغانستانی میشود و به خاطر رسیدن به او والدین خود را رها میکند و به تهران میرود؛ و پس از کش و قوسهای فراوان با حیران ازدواج میکند. در زمانی که او منتظر به دنیا آمدن دخترش هست حیران ناپدید میشود…
يحيي، جواني است كه محل نامتعارفي را براي ادامه خدمتش انتخاب مي كند. قرنطينه بيماران علاج ناپذيري كه علاوه بر مشكلات جسمي درمان ناپذير، درگيري هاي روحي و رواني خردكننده اي را نيز تحمل مي كنند. يحيي در طول زندگي اش در قرنطينه، تلاش مي كند در كنار بيماران بخشي از روحيه از بين رفته آنها را ترميم كند و در طول اين زندگي درمي يابد خود نيز به دريافت جديدي از پاسخ سؤالات هميشگي و ترديدهايش رسيده.
سیما زنی است که زمانی دلبسته علی (راننده آژانس) بوده و حالا در تلاشی مذبوحانه میکوشد توجه مرد را به خود جلب کند که موفق به این کار نمیشود.سیما انرژی زیادی خرج میکند تا بتواند گذشته را یک بار دیگر بازسازی کند، اما هر اندازه حرفهای گذشته را پیش میکشد، چنین به نظر میآید که علی دارد از او دورتر میشود.
داستان دختر پسری است که در مسافرت خودشان به تهران به پسری برخورد میکنند و با او به تهران می آیند و از او کمک میخواهند ولی دختر و پسر رازی را پنهان کرده اند و این مساله مشکلاتی برای آنها و پسر ایجاد میکند....
قصه ها" 6 فیلم کوتاه است که هر کدام موضوع متفاوتی در راستای نقدهای اجتماعی دارند...
فیلم بمب یک عاشقانه روایت گر زندگی زوجی (پیمان معادی و لیلا حاتمی) است که مشکلاتی در زندگی زناشویی خود دارند و آن مشکلات تا حدی هستند که زوج قصه ما در حتی هنگام بمباران به زیرزمین مجتمع مسکونی شان پناه نمی برند و فقط در اتاق هایی جداگانه به سر می برند تا بمباران تمام شود و از طرفی دیگر بیان گر عشقی میان دختر و پسر نوجوانی به نام سعید و سمانه است که در هنگام بمب باران تهران و در زمان پناه گیری خانواده ها در زیر زمین در زیرزمین با هم آشنا می شوند.