لیپار 1400
«لیپار» درباره زندگی برکت، نوجوانی عاشق سینما است که برای یافتن مادرش و دنبال کردن علاقهاش به بازیگری به هند سفر میکند.
«لیپار» درباره زندگی برکت، نوجوانی عاشق سینما است که برای یافتن مادرش و دنبال کردن علاقهاش به بازیگری به هند سفر میکند.
عیسی فرهمند (جواد عزتی)، بازرس سازمان بهزیستی است که در حین بررسی تخلفات مالی یکی از مراکز، متوجه یک باند فساد اقتصادی و ترانزیت مواد مخدر توسط دختران بدسرپرست میشود.
داستان این فیلم از زمانی آغاز میشود كه چند بنگاهدار به قتل میرسند. یك افسر آگاهی مسوول رسیدگی به این پروندهها میشود تا این كه به سرنخی از حضور یك زن به عنوان قاتل میرسد.
صالح رزمندهای است که در جبهههای جنگ مفقودالاثر شده و همسرش فریماه سالها بعد همچنان در انتظار بازگشت او به سر میبرد. فریماه که به کار نشر کتاب مشغول است، یک روز پیشنویس داستانی را برای چاپ دریافت میکند که موضوع و محتوای آن برایش بسیار آشناست. او رد پای خودش و صالح را در داستان میبیند و . . .
داستان فیلم درباره پسری به نام"مجید" است که پدرش را از دست داده و مادرش را نیز در جریان مبارزات قبل از انقلاب از دست می دهد. "مجید" که دانش آموخته رشته پزشکی است گمان می کند که مادرش شهید شده و به همین دلیل عازم جبهه جنگ شده و ...
امیر پسربچه ای است که از اینکه پدرش مجبور است برای آقای فراست کار کند ناراحت است. پدر امیر در کار انیمیشن سازی است و یک عروسک ساز حرفه ای است ولی آقای فراست با پدرش بد اخلاق است و احترام او را نگه نمی دارد. پدر بزرگ امیر در کار خیمه شب بازی است و در کارش استاد است او یک چراغ جادو به امیر هدیه می دهد که غولک از آن بیرون می آید و امیر را برای دیدن آینده اش به زمان آینده می برد. امیر پس از دیدن آینده تصمیم می گیرد به کمک غولک به پسرش کمک کند و اوضاع را رو به راه می کند که ...
فرشته افشار، ۴۶ ساله که چند سالی است شوهرش را ازدست داده و با دخترش شیرین زندگی می کند، او به منظور گذران زندگی و تامین مخارجشان به کار خیاطی مشغول است، اکنون دخترش در رشته پزشکی دانشگاه آزاد قبول شده، در روز ثبت نام متوجه می شود که تمام پولی که برای ثبت نام پس انداز کرده در حسابش موجود نیست…
بهمن مردانی برای کشف راز آنچه بیست و پنج سال قبل باعث فرار او به خارج از کشور شده بود به ایران باز می گردد ، خانواده رشید فرشباف استاد مشهور طراحی فرش را در موقعیت تازه ای قرار می دهد، موقعیتی بسیار عجیب...