جمعی از کارشناسان معتقدند قاره آفریقا، آمریکای لاتین و برخی کشورهای منطقهای میتوانند در تعاملات اقتصادی و سیاسی با ایران نقش مهمی ایفا کنند، زیرا این مناطق پتانسیلهای لازم را برای تامین نیازهای اقتصادی و سیاسی ایران را دارند.
فقط روی کار آمدن پوتین نبود که باعث افزایش همکاریها بین ایران و روسیه شد، بلکه در طرف ایرانی نیز تغییراتی ایجاد شده بود که بر اساس آن، توجه به اصول پراگماتیسم غلبه بیشتری در مقایسه با اصول ایدئولوژیک و انقلابیگری داشت.
عموماً کاهش سطح روابط روسیه با رژیم صهیونیستی به صورت خودکار به تسهیل روابط روسیه با ایران میانجامد و همواره با تسلط طیف غربگرا، متغیر رژیم صهیونیستی به مانع جدیتری در روابط دوجانبه مسکو-تهران تبدیل میشود.
همانگونه که پیشتر بحث شد، سیاست خارجی روسیه عمیقاً خصلت گفتمانی و هویتی دارد و ریشههایش در سنتهای فکری-فرهنگی موجود در این سرزمین است، از منظر تاریخ سیاسی روسیه بایددانست که در دوره پساشوروی اندیشه اوروآتلانتیسم دیری نپایید.
برخی از پژوهشگران بر این نظرند که بیشترین گرایش اوراسیایی پوتین از نظریات ایوان ایلین، فیلسوف مورد علاقهاش سرچشمه میگیرد. البته برخی دیگر علاوه بر ایلین، نیکلای بردیف از فیلسوفان اوراسیانیست اولیه را نیز در نقشدهی به ادراک او حائز اهمیت دانستهاند.
در اندیشه سایر اوراسیانیستها، مسئله «مجاورت» ایران با روسیه تاثیر بسیار مهمی بر منافع روسیه در مناطق جنوبی گذاشته است و ایران در هندسه ادراکی اندیشمندان اوراسیانیسم کمک شایانی به تشخیص جایگاه و نقش ایران در الگوهای تجویزی این مکتب فکری در حوزه عملی سیاست خارجی خواهد کرد.