برچسب سپیده مرادپور

فریبا (عفیف) 1403

سریال فریبا داستان زندگی یک اینفلوئنسر را بیان می‌کند که در حال تلاش برای برقراری تعادل بین زندگی شخصی و حرفه‌ای خود است اما شهرت و محبوبیتش باعث ایجاد مشکلات زیادی در زندگی خانوادگی و دوستانه‌اش می‌شود

تمام رخ 1401

سریال تمام رخ زندگی خانواده هایی را به تصویر می کشد که شخصیت متزلزلی دارند و با توجه به داشتن تحصیلات، امکان فریب خوردن آنها تا آلوده شدن در سایت های شرط بندی وجود دارد. طمعِ پول زیاد در فقدانِ امنیت و عشق در خانواده باعث می‌شود آدمی به خیانت و حتی وطن‌فروشی و طلاق عاطفی تن دهد.

شیشه های مات 1394

دو زوج جوان برای تعطیلات وارد ویلایی می‌شوند که متوجه حضور چند نفر پیش از خود در آنجا می‌شوند. شیشه و پایپ و ملحفه خونی، آن‌ها را وحشت‌زده می‌کند. که با ورود آن اشخاص به ویلا اتفاقاتی می‌افتد که باعث مرگ دو نفر از آن‌ها می‌شود.

ملاقات با جادوگر 1398

فیلم ملاقات با جادوگر، داستان دو آقازاده است که یکی ساده لوح و دیگری زرنگ است و سعی می‌کند با معامله‌های کلان ثروتش را بیشتر کند، در حالی که آقازاده ساده‌تر درباره زندگی‌اش خیال‌پردازی می‌کند.

شیوع 1396

این سریال موضوعی پلیسی و امنیتی دارد مربوط به حملات زیستی به ایران است که با مشارکت سازمان پدافند غیرعامل تولید شده است. حمله بیولوژیکی طراحی شده توسط آمریکا از مسیر یکی از کشورهای همسایه، ایران را تهدید می‌کند. این مساله با هوشیاری یک پزشک جوان آشکار شده و باعث می‌شود که سازمان پدافند غیرعامل کشور ضمن ورود به ماجرا، ابتکار عمل را به دست بگیرد.

داستان ناتمام 1382

مزدک یک کارگردان جوان مستند ساز است که تصمیم به ساخت فیلمی درباره مهاجرت و فرار ایرانیان به خارج از مرزها می‌گیرد. او در مسیر مهاجرت عده‌ای از هموطنان، همراه آن‌ها شده و از مسافران دل‌بریده از وطن در جریان سفری بی‌بازگشت تصویربرداری می‌کند. آن‌ها سوار اتوبوس می‌شوند و همراه با قاچاقچیان به شهری مرزی می‌روند. در نزدیکی مرز، کارگردان جوان در ارتباط با آدم‌های مختلف در سنین و طیف‌های مختلف اجتماعی عمیق شده و از آن‌ها در خصوص تصورشان از آن چه که بیرون از این مرز خواهند دید سوال می‌کند.

حوادث مختلفی روی می دهد: فیلمبردار کشته می شود، دختر جوان و پسر روستایی که عاشق هم هستند از یکدیگر جدا می‌افتند، مرد مرموز و ساکتی که دائماً در حال مطالعه است می‌میرد و بالاخره مزدک به این نتیجه می رسد که آسمان، همه‌جا یک رنگ است، با این حال خود به آن سوی مرز عزیمت می کند.

خداحافظ بچه 1391

مرتضی (شهرام حقیقت‌دوست) و لیلا (مهراوه شریفی‌نیا) بچه‌دار نمی‌شوند و تصمیم می‌گیرند بچه‌ای را به فرزندی قبول کنند اما به‌خاطر سابقهٔ زندان مرتضی، تصمیم می‌گیرند بچه‌ای را بدزدند و این کار را انجام می‌دهند ولی در خانه صاحب بچه یادداشتی می‌گذارند این یادداشت مدرکی می‌شود تا پدر بچه دنبال آن‌ها بگردد در اخر پس از رخدادهای زیاد آن‌ها بچه را به خانواده اش تحویل می‌دهند با توصیهٔ مادر بچه (بهاره رهنما) با موسسه رویان آشنا می‌شود و پس از کشیدن دوره زندان صاحب پنج قلو می‌شوند.