برچسب سپیده عنایتی

سرخدار 1405

سریال سرخدار، داستان زندگی مازیار، جنگلبانی متعهد، اصولگرا و خانواده‌دوست را روایت می‌کند؛ مردی که عشق به طبیعت و حفاظت از جنگل‌های شمال، مهم‌ترین دغدغه زندگی اوست. مازیار در مسیر انجام وظیفه خود با چالش‌های بزرگی روبه‌رو می‌شود؛ چالش‌هایی که از بی‌مبالاتی برادر بزرگ‌ترش فرهاد آغاز شده و با دسیسه‌های پرویز و جلال، دو تن از قاچاقچیان چوب و زمین‌خواران بزرگ منطقه، ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند.

جزر و مد 1403

«جزر و مد» روایتگر برشی از زندگی خانواده ثروتمند تیمورفام از چند روز مانده به تولد ۱۸ سالگی پرهام، تک پسر عزیز دردانه خانواده است؛ زمانی که با تصمیمی غیرمنتظره زندگی اعضای خانواده وارد مسیری پیچیده می شود…

آرزوهایت را به خاک نسپار 1392

این فیلم داستان زنی به نام نرگس را روایت می کند که در آستانه جدایی از همسرش قرار دارد اما با تمام وجود تلاش می کند تا این اتفاق نیافتد و در این مسیر از اعتقاداتش کمک می گیرد.

قدم زدن در بهشت 1391

شهاب وکیل دادگستری در آستانه ازدواج با رهاست. پدر رها (بهروز) در پی بروز مشکلی اساسی و جعل امضای مسعود (پدر شهاب) دوست و شریک تجاری خود ، بشدت با هم اختلاف پیدا کرده اند و این اختلاف ازدواج شهاب و رها را تحت الشعاع قرار می دهد .

سی امین روز 1389

در سحرگاه یک روز سرد، مراسم اعدام «سیاوش کیانی» برگزار می‌شود. طناب دار به گردن قاتل آویخته می‌شود، حکم قضایی توسط قاضی کشیک خوانده می‌شود. آخرین تقاضا برای عفو، از سوی خانواده مقتول صورت می‌گیرد اما خانواده مقتول تقاضا را رد می‌کنند و حد را اجرا می‌کنند اما طناب دار پاره می‌شود...

یه روز به یادماندنی (زندگی به شرط چاقو) 1392

داستان این فیلم درباره‌ی پسری به نام سعید است که باپولی که از مادرش می‌گیرد برای فعالیت اقتصادی به تهران می‌آید. اما در این میان گرفتار شرکتهای هرمی می‌شود و همه پول را از دست می‌دهد و بدهکار می‌شود. ازطرفی سعید به خانواده اش گفته که درتهران گاراژ دارد درحالی که سرایدار یک گاراژ است. سحر نامزد سعید با پدرش به تهران می‌آیند و او باید چند روز آبروداری کند تا قضیه لو نرود.

مدرسه ما 1388

داستان این سریال درباره دانش‌آموزان کلاس سوم (ج) مدرسه راهنمایی چمران است که دردسرها و مشکلاتی را برای مدرسه ایجاد کرده‌اند. کیهان، معلم جدید ادبیات که در میانه سال جایگزین معلم قبلی شده است تغییراتی را در شرایط مدرسه ایجاد می‌کند.

مسیر عشق (مسافر کربلا) 1387

يوسف پسربچه يازده ساله اي است كه آرزو دارد نذر مادربزرگ اش را ادا كند و آن پهن كردن قاليچه اي در كربلا است كه نذر دايي امير است كه از دوران جنگ ايران و عراق به وطن برنگشته. يوسف، پنهاني قاليچه را برمي دارد و سوار اتوبوسي مي شود كه مقصدش كربلا است.