کابوس 1383
این فیلم داستان دو زن را که عضو یک سازمان تروریستی مقیم خارج از کشور هستند، به تصویر می کشد که از طرف موساد مأموریت پیدا می کنند با نزدیک شدن به مهندس بهمن آرامی که کارشناس انرژی اتمی است و در زمینه مقاوم سازی سایت های اتمی فعالیت می کند، اطلاعاتی ذیقیمت را درباره مقاومت سایت های غنی سازی انرژی اتمی به دست آورند.
علی عمرانی در نقش مردی به نام عطا سی سال بعد از مرگ همسرش در شصت سالگی، مجدداً ازدواج میکند و همسر جدیدش مهشید را که نسرین مقانلو ایفاگر نقش اوست، در منزل مادرزن سابقش اسکان میدهد. در پی این اتفاق، کوروش تهامی قهرمان داستان در نقش پسر عطا تمام ذهنیت و زندگی اش به هم میریزد و در این وانفسا کارش را نیز بر اثر یک سوء تفاهم عجیب از دست میدهد. اختلافات مهشید با مامان پری، مادر همسر مرحوم عطا، ماجراهای رفیع در محل کار، اسکان تدریجی خانواده مهشید در عمارت قدیمی مامان پری و بازگشت برادر او، جمشید، که علیرضا خمسه نقشش را بازی میکند، این جمع ناهمگون را درگیر وقایعی میکند که پیش برنده داستانهای غریب این عمارت است.
این سریال روایتی از ماجرای ازدواج یک دختر از طبقه پایین جامعه با پسری با اوضاع مالی خوب است که سیمین مادر پسر راضی به این وصلت نیست و با رقم خوردن اتفاقاتی در شب عروسی این زوج ، فرشته عروس جوان این سریال در یک اتفاق عمدی در آتش سوزی به قتل میرسد و نامزد سابق او پیمان با بازی مهدی سلوکی اولین متهم این ماجرا است.
در این سریال رویا نونهالی با نقش سیمین همسر رضا کیانیان است که ۱۰ سال است جدا از هم زندگی میکنند و این ماجرا آنها را به هم نزدیک تر میکند و سرآغاز ماجرایی متفاوت میشود.
مرتضی پورامین که جوانی درسخوان بوده، در دهی نزدیک دیلمان گیلان زندگی کرده و در ده او دختری بنام گلرخ نیز زندگی میکند. گلرخ دوست دارد با مرتضی ازدواج کند ولی پدر و مادر او به ازدواج رضایت نمیدهند، گلرخ با پافشاری بسیار بالاخره آن دو را راضی میکند. پدر گلرخ که بیمار بوده، به ازدواج رضایت داده و سپس جان میسپارد. گلرخ پس از ازدواج به مرتضی پیشنهاد میکند که درس بخواند، مرتضی نیز به رشته پزشکی علاقه داشته و در پزشکی دانشگاه تهران بالاترین رتبه را به دست میآورد؛ پس مجبور میشود تا هفت سال در تهران درس خوانده و گاهی به خانه خود بازگردد، گلرخ پس از مدتی صاحب پسری به نام علی میشود، مرتضی نیز با دختری بنام مینا نادری در تهران آشنا میشود…
موضوع این سریال امنیت نرم است و بر مبنای واقعیت و یکی از پروندههای حساس در چند سال اخیر نوشته شدهاست؛ پروندهای که تا اکنون رسانهای هم نشده و مردم در قالبی دراماتیک برای اولین بار از آن مطلع میشوند. از دیگر سرفصل های «ترور خاموش» که با هدف کاهش آسیبهای اجتماعی تولید شده، معضلات و ناهنجاریهایی است که از جمله آن میتوان به طلاق، مواد مخدر و حاشیه نشینی اشاره کرد.
این فیلم زندگی مردی به نام طاها ریاحی که تاجر دارو است را روایت میکند که با بروز اتفاقاتی دگرگون شده و سرنوشت عجیبی برای او و دخترش رقم میخورد. او پس از سالها به ایران بازمیگردد و به دنبال دختر گمشده خود میگردد و متوجه میشود که نادر و زیور، خواهرزاده و همسر خواهرزادهاش، نتوانستهاند از دخترش نگهداری کنند و دخترش از خانه به دلیل آزار و اذیت آنها فرار کرده و میان گروههای تکدیگری سر درآورده است. زیور و نادر سعی دارند دختر خودشان که بیتا نام دارد را جای باران، دختر طاها، جا بزنند اما اوضاع آنطور که باید پیش نمیرود و باران به دنبال پدر خود میگردد و این در حالی است که شکیب سردسته تکدیگرها قصد اخاذی و به دست آوردن پول از طریق این خانواده را دارد؛ در این میان کیانوش پسر جوانی که از زمان کودکی با باران در سر چهار راه آشنا شده بود و او را به شکیب معرفی کرده بود عاشق باران شدهاست و در این حال شکیب توسط یکی از پسران تکدی گری کشته میشود و همسر او آفرین به دلیل بچه در شکم داشتن و خونریزی پیش از حد میمیرد و نادر با خانواده به سمت یک بندر میروند تا با دوست نادر دیدار کنند دوست نادر به نادر پیشنهاد میدهد که خودش به مالزی بروند وخانواده به مرز ترکیه بروند ولی نادر گول میخورد و معلوم نمیشود چه اتفاقی برایش میافتد و زیور و بیتا در تونل تصادف میکنند و بیتا به بیمارستان منتقل میشود طاها هم دختر خود را پیدا میکند و زیور هم به گدایی میافتد.
پایه اصلی داستان این مجموعه بر بمبگذاریهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در سالهای دهه ۶۰ گذاشته شده و همزمان چند خرده داستان هم در میان آن گنجانده شدهاست. در سالهای نا آرام پس از انقلاب در سال ۶۰، گروه ویژهای برای یک عملیات بزرگ فراخوانده شدند. این گروه مسئولیت بزرگی بر عهده دارند؛ چرا که عقربههای چندین بمب در تهران در حال حرکت است.