تنهاتر از من 1390
این فیلم در ارتباط با دکتر پژمان است که هنوز چند ساعت از ازدواجش نگذشته ناخواسته در اثر حادثهای به ویروس HIV (ایدز) آلوده شده که…
این فیلم در ارتباط با دکتر پژمان است که هنوز چند ساعت از ازدواجش نگذشته ناخواسته در اثر حادثهای به ویروس HIV (ایدز) آلوده شده که…
داستان این فیلم درباره دزدی از یک خانه است که با دستگیری دزد از سوی اعضای خانواده دچار درگیری مالی و اختلاف بین خودشان می شوند.
فیلم «وام عسل» درباره زندگی فردی به نام «محمود» که ویزیتور پخش محصولات فرهنگی است و از طریق شرکتی که مشغول به کار است، وامی را دریافت می کند و بر سر این وام در بین همسایگان او اختلافاتی می افتد.
مجموعه تلویزیونی دولت مخفی روایتی داستانی دارد و فیلمنامه آن بر اساس خاطرات مستند برخی ازآزادهها نگاشته شدهاست. بعضی شخصیتهای این مجموعه تلویزیونی حقیقی هستند و از آنها میتوان به سید آزادگان سید علی اکبر ابوترابی اشاره کرد.پژمان بازغی (سعید) از بازیگرهای اصلی این مجموعه است، او که از جوانان جنوب کشور است با شروع جنگ، پدر خود را از دست میدهد. در واقع پدر او مفقود میشود و سعید برای نجات جان بقیه اعضای خانواده، آنها را به شمال کشور میآورد. اما خودش در این منطقه نمیماند و بین جبهه و شمال در رفت و آمد است تا این که در یکی از عملیاتها به اسارت درمیآید و بعد از اسارت اوست که ادامه داستان مجموعه تلویزیونی در اردوگاههای عراقی روایت میشود. لاله اسکندری نیز در این مجموعه تلویزیونی نقش شخصیتی به نام پروانه را بازی میکند. سعید به پروانه علاقهمند است، اما هر بار که این دو نفر تصمیم به ازدواج میگیرند، اتفاقی باعث میشود تا این ازدواج صورت نگیرد.
يوسف مسكوب صبح كه مي شود، مي رود نان سنگك مي گيرد و يكي هم براي پيرزن همسايه كه هيچ وقت او را نمي بينيم مي گيرد. آقا يوسف با دخترش رعنا صبحانه مي خورد. كيفي زير بغل مي زند و از منزل به سر كارش مي رود. در ميانه راهش وارد قهوه خانه اي مي شود كه آنجا همه او را مي شناسند. با دوستش مرتضي جباري يك بار ديگر صبحانه مي خورد.
كيف قبلي اش را با كيف ديگري عوض كرده و به سر كاري مي رود كه عارش مي آيد دخترش رعنا بداند. آقا يوسف خانه هاي مردم را تميز مي كند. مرتضي گاهي او را مي رساند و در راه با هم درددل مي كنند. مرتضي سال ها پيش از همسرش عصمت جدا شده و حق ندارد دخترش مريم را ببيند. وساطت آقا يوسف هم فايده اي ندارد. او عصرها قبل از رفتن به خانه، سري به عروس و نوه اش مي زند.
پسرش حميد مدتيست به كانادا رفته و آقا يوسف جور خانواده او را مي كشد. يوسف بسيار دل بسته رعنا و نگران اوست. در خانه اي كار مي كند كه صاحبش دكتري است كه او را هرگز نمي بينيم اما دائماً زن ها به او تلفن مي زنند. ترگل كه در خانه دكتر كار مي كند از رفت و آمد زن ها به خانه اش براي آقا يوسف حرف مي زند. در حين تميز كردن خانه، ناگهان...
رامين، مردي ميان سالي است كه دچار فراموشي شده و زني به او كمك ميكند حافظه اش را به دست آورد...
سه نفر از اهالی روستا، در حال دزدیدن کابل برق فشار قوی هستند که روستاییان متوجه می شوند و آنها را گیر می اندازند. عطا که در طی درگیری مردی روستایی را کشته، فرار می کند و شکرالله گیر می افتد …
این فیلم داستان مردی مغرور و بلند پرواز است که در شرایطی خاص مجبور به مرور گذشته خود می شود.