برچسب سولماز حصاری

پیتزا مخلوط 1389

منوچهر و غلام دو پسرعمو و كارگر يك پيتزافروشي بزرگ اند كه توسط حاجي اداره مي شود. منوچهر و غلام به علت نداشتن مكاني براي زندگي شب ها را هم در همين پيتزافروشي سر مي كنند. حاجي قصد رفتن به زيارت مي كند و كليد منزل خود را براي مراقبت و آبياري گل هايش به منوچهر مي دهد و توصيه مي كند حتماً تنهايي به منزل برود و غلام را با خود نبرد. الهه و الهام دو خواهرند و هر دو در يك مزون لباس عروس كار و زندگي مي كنند. الهه و منوچهر 7 سال است كه با هم ازدواج كرده اند ولي به علت وضعيت بد اقتصادي هنوز موفق نشده اند با هم زير يك سقف زندگي كنند. غلام هم دل باخته الهام است و قرار است با او ازدواج كند. غلام و منوچهر هر روز با جمع آوري تكه هاي پس مانده پيتزاهاي مختلف مشتري ها و ترميم آن با پنير آنها را به هم مي چسبانند و به عنوان ناهار،‌ با نام پيتزاي مخلوط، براي الهه و الهام مي فرستند. ملوك صاحب مزون، صاحب كار الهه و الهام، پيردختري است كه در ازدواج قبلي اش شكست خورده است. داماد سر سفره عقد او را قال گذاشته و بابت چك هاي بي محلي كه كشيده، ملوك را به دردسر انداخته و يك عده شرخر به جان او افتاده اند و همه جا تعقيبش مي كنند. ملوك از آنجا كه چشم ديدن لباس عروس را ندارد و براي رهايي از شرخرها هم كه شده، چاره اي جز فروش مزون ندارد نهايتاً منجر به بي ساماني الهه و الهام مي شود. به همين خاطر منوچهر به تكاپو مي افتد كه الهه و الهام را نجات دهد و همسري براي ملوك پيدا كند كه خاطره تلخ ملوك به خاطره اي شيرين تبديل شود.

متل قو 1391

پری (سولماز حصاری )و شاهین(مجید حاجی زاده) زوجی هستند که به تازگی بچه دار شده اند و به منظور سفر شمال از دو دوست خود سایه(تینا آخوندتبار) وامید (دانیال عبادی) نیز دعوت میکنند که با آنها همسفر شوند امید که به تازگی از همسر خود جدا شده فردی بی برنامه و خوشگذران است و برعکس سایه بسیار به برنامه ریزی پایبند است که به تازگی از آمریکا برگشته است که همین موضوع از ابتدای سفر موجب اختلاف این دو میشود وقتی به شمال میرسد در ویلایی در متل قو اقامت میکنند و .. همه فکر می‌کنند امید و سایه برای هم آفریده شده‌اند، اما تنها نقطهٔ مشترکِ آن‌ها تنفر از ازدواج و مسئولیتِ بچه‌دار شدن است...داستان با کشمکشهایی بین آنها ادامه پیدا میکند تا اینکه در ماجرایی کاملا اتفاقی پری و شاهین به جرم حمل مواد مخدر بازداشت میشوند و قرار میشود که فرزند آنها تا روشن شدن تکلیف آنها به بهزیستی واگذار شود سایه و امید که هردو از دوستهای بسیار نزدیک آنها هستند در ابتدا اجازه ی این کار را نمیدهند و وقتی که میفهمند برای اینکه جلوی سپرده شدن کودک به بهزیستی را بگیرند باید عقد موقت کنند قبول میکنند ، بنابراین با عقد موقتی که بین آنها به صورت فرمالیته جاری میگردد آنها کودک را از اداره ی پلیس میگیرند و به ویلا میروند و قرار میشود که تا پایان این موضوع و مشخص شدن بی گناهی دوستانشان بچه را با خود در ویلا نگه دارند در این میان صاحبان اصلی مواد شبانه برای یافتن مواد جاساز شده به اشتباهی در ماشین پری و شاهین به ویلای آنها میآند که مجبور به فرار میشوند ..

بعد از معلوم شدن اصل ماجرا و دستگیری متهمین واقعی پری و شاهین آزادمیشوند ولی سایه و امید هم که در این مدت کوتاه به هم علاقمند شده اند و راه کنار آمدن با هم را پیدا کرده اند به دلیل بازگشت همسر سابق امید (مونا فرجاد)مجبور میشوند که از هم جدا شوند و علیرغم مخالفت امید سایه اورا در بازگشت به تهران ترک میکند و به آمریکا بازمیگردد..

بعد از سالها در روز تولد فرزند پری و شاهین ناگهان سایه سرمیرسد (که در این مدت نسبتا طولانی همه از او بیخبر بوده اند)و همه ی مهمانها و امید از آمدن او شوکه میشوند که معلوم میشود امید هرگز با همسر سابقش آشتی نکرده است و همسر سابقش بعد از رفتن سایه با فرد دیگری ازدواج کرده است و الان باردار هم هست و امید هم در تمام این سالها با کسی دیگری ازدواج نکرده است و منتظر بازگشت سایه مانده است که در نهایت آنها باهم آشتی میکنند و صحنه ی آخر فیلم با ملحق شدن سایه به امید در بالکن خانه ی پری و شاهین و نگاههای عاشقانه ی آنها به هم و یک شروع جدید برایشان پایان می یابد....