قشلاق آخر 1390
خسرو پسر عشیره، دانش آموخته ی دانشگاه است. او اکنون با ازدواج با صنم دختر نشان کرده اش مخالف است. ماه بانو مادر خسرو و علی یار پدر صنم از این مسأله دلگیرند و کاکاخان بزرگ عشیره و عموی خسرو نیز ناراضی است. کاکاخان مهلتی یک روزه به خسرو می دهد و خسرو در مواجهه با دوستش که او نیز تن به ازدواجی عشیره ای داده است می شنود که باید خود را به دلش بسپارد. خسرو پس از سرآمدن مهلت یک روزه، موافقت خود را با ازدواج با صنم اعلام می کند، اما ...
