آن مرد آمد 1386
يك جانباز شيميايي سالها پس از جنگ، جواب سؤال خود را كه چرا در يك عمليات همه دوستانش بجز او شهيد شده اند، از دختر جوانش مي شنود.
يك جانباز شيميايي سالها پس از جنگ، جواب سؤال خود را كه چرا در يك عمليات همه دوستانش بجز او شهيد شده اند، از دختر جوانش مي شنود.
دختر پرشوری به نام جانان لابلای صفحات یک کتاب قدیمی یک نامه عاشقانه پیدا میکند. نامهای که روایت عشق تلخ مهرانگیز و علی آیرم است. جانان تصمیم میگیرد که نامه را در صفحه فیسبوکش منتشر کند. مهرانگیز داستان به سراغ جانان میآید تا به کمک او نشانی از عشق قدیمیاش پیدا کند.
آتنا و همسرش، که هردو فرهنگی و از قشر مرفه جامعه هستند، بچهدار نمیشوند. پس آتنا، به سراغ کارمندش لیلا میرود. لیلا که به خاطر مشکلات مالی همسرش زندگی سختی را میگذارند، قبول میکند فرزند آتنا و همسرش را به مدت نه ماه در رحم خود نگه دارد.