برچسب سودابه جعفرزاد

رهایم نکن 1396

رسول تولایی به عنوان بزرگتر، محبوب و مورد اعتماد چند خانواده است. وضع مالی او خیلی خوب است. او صاحب یک گاراژ بزرگ است که ارثیه پدری است و به واسطه آن صاحب یک شرکت حمل و نقل هم شده‌است. رسول دست به خیر است و در طول این سال‌ها همیشه دست اعضای خانواده را گرفته و مثل سایه‌ای روی سر خانواده بوده‌است. با ورود یک زن به نام شهره، به داستان، همه چیز به هم می‌خورد. این زن که گویا از رازی بزرگ خبر دارد می‌خواهد به عنوان حق‌السکوت، اجازه شراکت در یک سرمایه‌گذاری بزرگ را از رسول بگیرد. این سرمایه‌گذاری مربوط به کوبیدن گاراژ قدیمی و بازسازی مدرن آن است. از طرفی گاراژ محل کار و درآمد عده زیادی استادکار و کارگر است. رسول با تعقیب شهره متوجه می‌شود که او با اسم و اطلاعات نادرست از وضعیت خانوادگیش قصد کلاهبرداری از او دارد. کشمکش‌های بعدی حول تلاش رسول برای پنهان نگهداشتن این راز است که او را بیشتر و بیشتر وارد منجلاب می‌کند. تا اینکه آذر، عشق قدیمی او پیدا می‌شود و زندگی او را وارد مرحله جدیدی می‌کند…

این اعتماد به واسطه بازخوانی گذشته خدشه دار می‌شود. خانواده‌هایی که هر کدام با مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند و در پی یافتن مقصر اصلی هستند.

محکومین 2 (سرگذشت) 1398

در موضوع مجازات جایگزین، به افرادی که سهوی مرتکب جرم کوچکی می‌شوند که با ندامت، دیگر نیت تکرار آن را نداشته باشند، فرصتی داده می‌شود تا به جای سپری کردن دوران محکومت خود در زندان، مجازات‌های جایگزینی را که شامل یک فعالیت اجتماعی می‌شود به انجام برسانند…

نفس 1396

ناهید دختر دانشجویی است که با روزبه عضو سازمان مجاهدین، آشنا می‌شود. در بحبوحه وقایع انقلاب رازی در زندگی اش فاش می‌شود… او برای رسیدن به حقیقت حوادث پیچیده‌ای را پشت سر می‌گذارد.

ناهید 1393

ناهيد زن تنها و مطلقه‌اي است كه با فرزند خود در خانه‌اي اجاره‌اي زندگي مي‌كند و بدليل نداشتن تمكن مالي كرايه خانه‌اش عقب افتاده و صاحب خانه مدام براي تخليه خانه به او فشار مي‌آورد. ناهيد با مسعود، ارتباط عاطفي و پنهاني دارد و قرار است با او ازدواج كند، اما از آنجا كه بصورت توافقي جدا شده است، بابت گرفتن فرزندش توسط پدر در اين تصميم مردد است، اما در نهايت مسعود او را مجاب مي‌كند كه ازدواج موقت كنند تا همسر سابق ناهيد متوجه نشود و او هم با گرفتن وكيل حضانت فرزندش را از پدر خواهد گرفت. در نهايت ناهيد جواب مثبت مي دهد و مراسم برگزار مي‌شود. پسر بعد از ديدن خروج مسعود از خانه آنها از خانه فرار مي كند و پيش پدرش مي رود.

اسرافیل 1395

درست در هنگامی که «ماهی» داغدار مرگ پسرش است، عشق دوران نوجوانی اش از سفری طولانی بازمی گردد و ماجرای رسوایی بیست سال پیش زنده می شود...