شوهر ستاره 1403
این فیلم داستان ستاره، زنی بیوه و کارگر است که پس از مواجهه با علائم یائسگی زودرس، تصمیم میگیرد زندگیاش را تغییر دهد.
این فیلم داستان ستاره، زنی بیوه و کارگر است که پس از مواجهه با علائم یائسگی زودرس، تصمیم میگیرد زندگیاش را تغییر دهد.
این فیلم داستان یک دزدی کلان را روایت میکند که در آن، به مسئله اجتماعی اختلاس و پولشویی میپردازد. هومن که مدیر شرکت چای دبش است، با لو رفتن فسادهای مالی، جایش را با کامران عوض میکند تا فرصت بیشتری برای فرار از کشور داشته باشد، غافل از اینکه این تغییر نقش، نمادین بوده و زندگی شخصیاش را نیز دچار اختلال میکند.
خانمها که از سابقه خراب و پیشینه مشکوک همسرانشان مطلع هستند، به آنها شک میکنند و با محرومکردن آنها از کار و زندگی، به تجسس میپردازند. هر کدام از مردها، سعی میکند به نحوی خودش را مبرا بدانند و تقصیرات را به گردن دیگری بیاندازد. کار به آزمایش دیانای میکشد و ناگهان بچه گم میشود.
چاوش قرار است برای دانشگاه دخترش 6 ماه در خارج از ایران زندگی کند و ویلایش را به یونس و همسرش میسپارد و آنها با 3 فرزندشان به ویلا نقل مکان میکنند، اما برادر زن یونس با ورود به خانه داستانهایی را رقم میزند…
جوجه تیغی , ماجرایی طنز از زندگی ناخواستهی یک جوان متعصب را روایت میکند که پیشنهادی عجیب، گذشته و آینده او را تحت تاثیر قرار میدهد …
داستان این سریال که دنباله داستان فیلم سینمایی «خوب، بد، جلف 2: ارتش سری» است، روایت گر ماجراجویی های پژمان و سام پس از دزدیده شدن توسط چچن ها می باشد.
هوشنگ شرافت، معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسئله بر خانوادهاش تأثیر بهسزایی گذاشتهاست. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانشآموزانش بهنام هوشمند کامروا به او ۳ تراول ۵۰ هزار تومانی میدهد و شرایط خرید داروها را پیدا میکند، اما میفهمد که تراولها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آنها میشود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا میشود و ارتباطاتی با او پیدا میکند که باعث میشود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده میآورد و درگیر یک زندگی جنایی میشود.
زوجی که درباره بچهدار شدن دچار اختلاف هستند و در نهایت تصمیم میگیرند جنین را سقط کنند. فرهاد و مهتاب به همراه دوستانشان تصمیم دارند به صورت قاچاقی از ایران خارج شوند و قرار است کسی را ملاقات کنند که مقدمات این کار را فراهم کند. اما در محل قرار ملاقات، با مامور نیروی انتظامی مواجه میشوند که به آنها اطلاع میدهد فرد مورد نظرشان دستگیر شده و باید یکی از آنها را برای پارهای توضیحات با خودش ببرد. قرعه به نام فرهاد میخورد و او پس از بازجوییهای عجیب و غریب، ناباورانه سالها به زندان میافتد. بخش سوم فیلم به دوره پس از زندان فرهاد و دیدار او با مهتاب و شروع یک زندگی مجدد بازمیگردد.