یازده یازده 1402
نویسندهای که سالها در خانهای متروک زندگی میکند، ناگهان توسط چهار سیاهپوش تهدید میشود تا داستانی را که آنها میخواهند بنویسد، در غیر این صورت ساعت ۱۱:۱۱ دقیقه…
نویسندهای که سالها در خانهای متروک زندگی میکند، ناگهان توسط چهار سیاهپوش تهدید میشود تا داستانی را که آنها میخواهند بنویسد، در غیر این صورت ساعت ۱۱:۱۱ دقیقه…
جمع شدن دوستان قدیمی در باغ لواسان برای تقسیم باغ، که این جمع شدن باعث نمایان شدن روابط مخفی زناشویی میشود.
«نصرت عشقی» (با بازی سیروس گرجستانی) سالهاست در یکی از محلات قدیمی تهران، نانوایی سنگک دارد و به اتفاق سه پسرش «مسعود» (جواد عزتی)، «محمود» (عباس جمشیدیفر) و «منصور» (اشکان اشتیاق) آنجا را اداره میکند. اما تنها سه دانگ از مغازه به نام اوست و سه دانگ دیگر، متعلق به شریک و دوست قدیمیاش «پرویز» (با بازی محمد کاسبی) است که ۱۰ سال قبل از ایران مهاجرت کرده و اکنون در ایتالیا زندگی میکند. پرویز پس از سالها به ایران میآید تا سه دانگ سهم خود را بفروشد. نصرت که برای این نانوایی رنج و زحمت زیادی کشیدهاست، در تلاش است تا پولی جور کند و سه دانگ پرویز را خودش بخرد، اما در این میان، ماجراهایی پیش میآید که زندگی او و خانوادهاش را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها نیز تصمیم میگیرند تا به خارج مهاجرت کنند؛ تا اینکه…
داستان فیلم سینمایی جاودانگی در شبی بارانی در قطار رُخ می دهد. به قصه زندگی شش خانواده در واگن های مختلف قطار می پردازد که با جا به جایی زمان روایت می شود
فیلم قصهای زنانه دارد و در یک شب عروسی و روز بعد از آن روایت میشود که داماد مراسم را ترک کرده است.
این فیلم داستان جوان خوشنامی بنام یحیی است که با داشتن صفتهای مثبت در پی خیر رساندن به مردم است. او که با وصیت استاد سابقش وکیل و امین خانواده او شده، قرار است خانه به ناحق گرفته شده او را باز پس بگیرد و البته با تلاش این جوان آن وصیت عملی میشود.
در این میان یحیی دلباخته گلی، دختر حاج مرتضی مرحوم میشود و از آنجا که قیم آنهاست خود را از این وسوسه کنار کشیده و دوباره به جبهه برمیگردد و همانطور که انتظار میرود شهید میشود.