اهل ایران 1404
این سریال دارای قصههایی مختلف از جریان زندگی در بحبوحه آتش و جنگ است.
این سریال دارای قصههایی مختلف از جریان زندگی در بحبوحه آتش و جنگ است.
داستان قهوه پدری در مورد خانوادهای است که برای بهدست آوردن سود مالی بیشتر، وارد حوزه واردات قهوه میشوند. تلاشها و همفکریهای آنها به موفقیتی بزرگ منجر میشود و شخصیت اصلی به عنوان «پدر قهوه» شناخته میشود. اما در این مسیر، خانواده با مشکلات و چالشهای فراوانی مواجه میشوند؛ از مشکلات کوچک و بزرگ کاری گرفته تا اختلافات و مسائلی درون خانواده.
داستان فیلم در تهران، سال ۱۳۶۶ اتفاق می افتد؛ وقتی زودپز بالای مغازه پدر خانواده می ترکد، پدر خانواده به سختی مجروح شده و سپس فوت می کند، آن هم در زمانی که تهران زیر بمباران است. حالا شاهین و سیروس ناخواسته وارد حوادث تلخ و شیرینی می شوند...
سریال «فراری» داستان زندگی نوجوانی تا بزرگ سالی یک شهید مدافع حرم از سال 1376 تا 1385 را روایت میکند.
چاوش قرار است برای دانشگاه دخترش 6 ماه در خارج از ایران زندگی کند و ویلایش را به یونس و همسرش میسپارد و آنها با 3 فرزندشان به ویلا نقل مکان میکنند، اما برادر زن یونس با ورود به خانه داستانهایی را رقم میزند…
درخواست حمید نوری زاد کارمند خزانه داری بانک برای تغییر وضعیت استخدامی از شرکتی به رسمی از سوی سرپرستی پذیرفته نمی شود و وی به رییس واحد خود ، مهرداد حسینی برای سرقت سکه های طلا از خزانه داری و فرار از کشور پیشنهاد همکاری می دهد اما وی نمی پذیرد و نوری زاد با همدستی رحیم خانیان جاعل چک پول و مشتری بانک ، حسینی را در عمل انجام شده قرار می دهند و وی را مجبور به همکاری می کنند. او که کارمند نمونه بانک است و به حلال و حرام اعتقاد دارد حین فرار ، نقشه آنها را بهم می زند و سرگرد عنایی مسئول پرونده سرقت سکه ها ، پس از مجموعه بازجویی ها سارق را دستگیر و محل دفن سکه ها را کشف می کند.
این فیلم روایت زندگی ۲ خانوادهای است که میخواهند با هم وصلت کنند اما در نهایت یک کاناپه باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی آنها میشود.
موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستانها این موضوع تکرار میشود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل میشوند.