هوس 1395
این فیلم در مورد مردی است که از روی هوس عاشق فرددیگری میشود و زنش این موضوع را متوجه میشود و نمیتواند خیانت را تحمل کند و تصمیم میگیرد ….
این فیلم در مورد مردی است که از روی هوس عاشق فرددیگری میشود و زنش این موضوع را متوجه میشود و نمیتواند خیانت را تحمل کند و تصمیم میگیرد ….
داستان فیلم با روایت زندگی رضا عیاران [با نقشآفرینی مرحوم سیروس گرجستانی] آغاز میشود. رضا عیاران که پیرمردی محترم و دوستداشتنی است در یکی از محلههای قدیمی تهران زندگی میکند و سرپرست یکی از خانوادههای محترم محله خودش هم لقب میگیرد.او سه فرزند دارد که هر کدام شخصیت خاص خودشان را دارند؛ فردین عیاران [با نقشآفرینی امیر جعفری] فرزند ارشد و عاقل خانواده است. فرزاد [با هنرنمایی بهرام افشاری] فرزند دوم و میانی خانواده عیاران است که جوانی احساسی، غیرتی و طمعکار است. فرزانه [با نقشآفرینی نازنین بیاتی] کوچکترین فرزند خانواده عیاران لقب میگیرد که همواره با فرزاد درگیر میشود.
با مرگ رضا عیاران، فرزندان او درگیر مسائلی میشوند که در نهایت آنها را به کوهی از قرض و بدهی میرساند. بنابراین فردین و فرزاد به عنوان پسران رضا عیاران تصمیم میگیرند تا با ورود به جهان خلافکاریها از بدهی سنگین خود بکاهند.
دو زوج جوان برای تعطیلات وارد ویلایی میشوند که متوجه حضور چند نفر پیش از خود در آنجا میشوند. شیشه و پایپ و ملحفه خونی، آنها را وحشتزده میکند. که با ورود آن اشخاص به ویلا اتفاقاتی میافتد که باعث مرگ دو نفر از آنها میشود.
محوریت اصلی سریال زخم، زنانی است که به عنوان مشاور در نیروی انتظامی مشغول به کار هستند. داستان این سریال دربارهٔ سروان الهام پویا با بازی اوتادی است که دانشآموخته روانشناسی و فارغالتحصیل دانشکده افسری بوده و به عنوان مشاور و مددکار در کلانتری ۱۳۲ مشغول به کار میشود. او که به خاطر انتخاب چنین شغلی به شدت با پدرش دچار مشکل است، حالا در مواجهه با چالشهای اجتماعی درگیر معضلات و مشکلات بزرگتری میشود …
نیما در اتاقی غریب به هوش می آید بدون اینکه از خود و گذشته چیزی به یاد بیاورد و تنها امید او پزشکی است که سعی دارد به او کمک کند و این موضوع باعث می شود...
رشید و کیهان دو برادرند که به خاطر تامین هزینه درمان برادر معلولشان و پاره ای از مشکلات که برای آنها پیش می آید، تصمیم می گیرند دزدی کنند و وارد یک باند خلافکار قاچاق عتیقه شوند، و طی ماجراهایی آنها با یک گروه خلافکار به ریاست تخشا آشنا می شوند و با تلاش زیادی خودشان را به رئیس تخشا معرفی می کنند .
رئیس تخشا به خاطر مسائل مافیایی خودش را از دید همه پنهان کرده و با گریم های مختلف در جمع ظاهر می شود و به جز یکی دو نفر کسی تا کنون شکل اصلی او را ندیده است ،درست روزی که رشید قرار است به باند تخشا ورود کند رئیس تخشا توسط یک گروه خلافکار رقیب به ریاست کیومرث خان ربوده می شود و از آنجا که رشید شبیه رئیس تخشا است چند نفر بزرگان گروه که چهره ی تخشا را دیده اند رشید را با تخشا اشتباهی می گیرند وبه این ترتیب رشید رئیس باند مافیای قاچاق می شود.