تله یخ (کوتاه) 1401
مادری در پی به سرانجام رساندن آخرین آرزوی دختر کشته شدهاش توسط همسرش است... .
مادری در پی به سرانجام رساندن آخرین آرزوی دختر کشته شدهاش توسط همسرش است... .
مهناز (با بازی پریناز ایزدیار) پرستاری ۳۵ ساله و بیوه است که دارای دو فرزند یعنی یک پسر نوجوان به نام علیار و یک دختر کوچک به نام ندا است و قصد دارد فصل جدیدی از زندگی اش را با نامزد شدن با حمید (با بازی پیمان معادی) که یک رانندهٔ آمبولانس است آغاز کند اما وقتی علیار به دلیل مشکلات رفتاری از مدرسه اخراج میشود یک بحران خانوادگی جدید ایجاد میشود…
این سریال اقتباسی از داستان اصلی «هزار و یک شب»، مجموعهای از داستانهای عامیانه خاورمیانه است. داستان در سه زمان و مکان مختلف روایت میشود: تهران امروزی، استانبول مدرن و دنیایی عرفانی و باستانی به نام «دنیای دیگر»، قلمرویی موازی که عمیقاً با زمان حال در هم تنیده شده است. این دنیاها به شیوههای غیرمنتظره و مرموزی بر یکدیگر تأثیر میگذارند. داستان در تهران آغاز میشود، جایی که رشتهای از ناپدید شدنها شهر را تکان داده است - هر مورد مربوط به زنان است.
موسی، از پیشکسوتان فوتبال، برادرش را در یک سانحه ورزشی از دست میدهد. او در مسیر کشف راز مرگ برادرش با حقایق عجیبی روبهرو میشود…
فیلم سینمایی خانه شیشه ای داستانی ملتهب از زندگی شخصی یک خواننده پاپ است، این فیلم به آسیب ها و هنجارهای زندگی بعضی سلبریتی ها پرداخته و با محوریت فعالیت پاپاراتزی ها، روایتی متفاوت از پشت پرده زندگی شخصی سلبریتی ها را به تصویر می کشد.
در فیلم رویای شیرین، پیرمردی خانه قدیمی و حیاط دار خود را سی سال است که در اختیار جوانان محل میگذارد تا مراسم عروسی خود را در آنجا برگزار کنند. قبل از هر عروسی، عطری خاص تهیه میکند تا به داماد هدیه دهد. دختر و پسر پیرمرد به دنبال این هستند که داستان عروسی گرفتن تمام شود و خانه را برای ساخت و ساز تخریب کنند، اما پیرمرد به هیچ وجه این را قبول نمیکند چون هر بار که در خانه عروسی برگزار میشود، او پسرش را در خواب میبیند. پیرمرد و نوههایش تنها کسانی هستند که از این موضوع باخبرند و…
بخشی از داستان فیلم دربارهٔ زن دوم و مادری (با نام خانمجانی با بازی نسرین مقانلو) است که عهدهدار مراقبت از فرزندان شوهر و دختر خودش است. خانمجانی که اقتدار و زنانگی خاصی دارد، برای خانوادهاش ایثار میکند. او فاصلهٔ سنی زیادی با شوهرش دارد و بهشدت دلنگران خانه و همسر و فرزندانش است …
داستان فیلم «جزیره رنگین» اقتباسی آزاد است از فعالیت دکتر احمد نادعلیان در جزیره هرمز. او یک – هنرمند محیطی- است چند سال پیش به آن جزیره رفت، بیغوله ای ویران را خرید و آن را به موزهای برای نمایش آثار هنری بومی مردم جزیره تبدیل کرد. علاوه بر این طی کارگاهی به اهالی علاقهمند جزیره آموخت که چگونه میتوانند با بهرهگیری از خاکهای رنگارنگ جزیره نقاشی کنند و آثار خود را برای فروش به گردشگران ایرانی و خارجی ارائه دهند. حاصل این فعالیت آن است که امروز کسانی که از این کارگاهها بهره بردهاند؛ میتوانند با فروش آثارشان به گردشگران، شرایط اقتصادی بسیار بهتری را برای خود و خانوادهشان فراهم کنند. بدیهی است که این فعالیت از طرف یک – سرحدی- ( فردی که از اهالی بومی جزیره نیست) ؛ در ابتدا با سوءظن و مخالفت کسانی از اهالی بومی مواجه شد و برخوردهایی را به وجود آورد. اما پس از حدود ده سال، نقاشی روی شیشه با خاکهای رنگین جزیره به یک – هنر اجتماعی– تبدیل شده است که گردشگران بسیاری را از ایران و کشورهای دوردست برای دیدار از جزیره هرمز جلب میکند.