گل سنگ 1405
این سریال دربارهٔ زندگی محبوبه و ایرج است که به همراه دو فرزندشان، پروانه و پرهام، پس از سالها تلاش و پسانداز خانهای خریداری میکنند. ورود این خانواده به خانهٔ جدید، رازهایی پنهان را آشکار میکند که زندگی آنان را دگرگون میسازد
این سریال دربارهٔ زندگی محبوبه و ایرج است که به همراه دو فرزندشان، پروانه و پرهام، پس از سالها تلاش و پسانداز خانهای خریداری میکنند. ورود این خانواده به خانهٔ جدید، رازهایی پنهان را آشکار میکند که زندگی آنان را دگرگون میسازد
این سریال اقتباسی از داستان اصلی «هزار و یک شب»، مجموعهای از داستانهای عامیانه خاورمیانه است. داستان در سه زمان و مکان مختلف روایت میشود: تهران امروزی، استانبول مدرن و دنیایی عرفانی و باستانی به نام «دنیای دیگر»، قلمرویی موازی که عمیقاً با زمان حال در هم تنیده شده است. این دنیاها به شیوههای غیرمنتظره و مرموزی بر یکدیگر تأثیر میگذارند. داستان در تهران آغاز میشود، جایی که رشتهای از ناپدید شدنها شهر را تکان داده است - هر مورد مربوط به زنان است.
خسرو که در آسایشگاه روانی به اجبار بستریست، تمام این سالها را در فکر دخترش زیبا سپری کرده. امروز، روزِ تولد ۱۶ سالگی زیبا است و خسرو نمیخواهد از این روز ساده بگذرد…
سریال تاسیان از این قرار است که در مهر 1356 یکی از پرتلاطمترین دورههای تاریخ ایران، یک ساواکی به نام خسرو عاشق دختر جوانی به نام شیرین می شود.
فیلم صد دام درباره مردی است که به دلیل شباهت با صدام حسین یکی از بدلهای صدام است و قرار میشود در تهران عملیاتی را اجرا کند…
«عزیز» داستان زنی به همین نام را روایت میکند که با پیشرفت بیماری آلزایمر دستوپنجه نرم میکند. این بیماری نه تنها زندگی شخصی او، بلکه روابط او با اعضای خانواده و به ویژه پسرش را تحت تاثیر قرار داده است.
داستان فیلم در تهران، سال ۱۳۶۶ اتفاق می افتد؛ وقتی زودپز بالای مغازه پدر خانواده می ترکد، پدر خانواده به سختی مجروح شده و سپس فوت می کند، آن هم در زمانی که تهران زیر بمباران است. حالا شاهین و سیروس ناخواسته وارد حوادث تلخ و شیرینی می شوند...
پویا، شاهین و مجتبی به عروسی رضا دعوت شدهاند، رضا یعنی داماد چند سالی دنبال بله گرفتن از خانواده عروس بوده و بالاخره موفق شده امشب مراسم عروسی برپا کند، خانواده عروس سنتی هستند و مجتبی که فامیل نزدیک داماد هست به توصیه او امشب به الکل لب نمیزند اما دوستانش برای خوشگذرانی به استفاده از مواد مخدر مثل کوکائین روی میآورند و به مجتبی و رضا هم پیشنهاد میدهند، البته در موتورخونه ساختمون و دور از چشم همه، برادر عروس هم مدام چارچشمی مراقب داماد هست که دست از پا خطا نکنه، همه چیز خوب پیش میرود تا وقتی که رضا اوردوز میکند و این شب مبارک به شبی وحشتناک تبدیل میشود.