کژدم 33 1379
همسفر قصه جوانهایی است که در نیمه راه زندگی از همراهی هم بازمیمانند. همسفر روایت غربت و تنهائی آدم هاست، آدمهایی که تا دیروز با عشق در کنار هم بودند و در فردایی که خیلی دور نیست به جدائی میاندیشند…
منصور مرد جوانی است که به همراه عزیز و مادرش درخانه ای زندگی سختی می گذرانند . پدرمنصور مردی بود قوی هیکل و درشت اندام که رشته پهلوانی را برگزیده بود و با انجام نمایشهای قدرتی گذران زندگی می کردند اما روزی درحین انجام نمایش دچار ایست قلبی می شود
هران جوان تحصیلکرده و متمولی است که به تازگی از خارج بازگشته و قصد ازدواج با مینا را دارد. اما مینا که برای ازدواج با او تردید دارد، با اصرارهای پدر و مادرش مواجه میشود؛ غافل از آنکه مسئلهای در مورد مهران وجود دارد که همه از آن بیاطلاعند …
داستان قابهای خالی دربارهٔ زندگی سه نسل از زنان یک خاندان ایرانی است و به فرهنگ و آداب و رسوم اقوام آذری، گیلکی و نقاط مشترک آنان میپردازد. زندگی مارال که سرگرم آمادهسازی تئاتر جدیدی در کنار نامزدش، فریدون است با ورود نازنین به صحنه کارشان دستخوش ناآرامی میشود. مارال نگران است که حضور نازنین در زندگی مشترکش با فریدون نیز تأثیر بگذارد. از طرف دیگر مارال نگران بیماری مادربزرگش، سولماز نیز هست. به همین دلیل از فریدون فرصتی میخواهد تا بتواند کمی به ذهنش استراحت بدهد اما فریدون با این پیشنهاد مخالفت میکند، اختلاف بین مارال و فریدون باعث نزدیکی بیشتر مارال به سوی مادربزرگش میشود، مادربزرگ (سولماز) خاطرات دور و درازش را برای مارال تعریف میکند و از زمانی میگوید که در دوران کودکی همراه پدر و مادرش برای کار به قفقاز سفر میکنند، اما با به قدرت رسیدن بلشویکها بخش عظیمی از ایرانیان مهاجر قفقاز به ایران برمیگردند؛ در حالی که در ایران حوادث زیادی منتظر آنهاست در نهایت مادر بزرگ که اولین بازیگر زن ایرانی در تئاتر است دفترچهٔ خاطراتش را در اختیار مارال میگذارد خاطرات پر فراز نشیب سولماز (مادر بزرگ) بازگوکننده فضا، احوالات، فرهنگ و آداب و رسوم و حوادث ایران در آن مقطع تاریخی است
داستان فیلم یک طنز ورزشی است که تقابل دو نسل در ورزش های مدرن و کهن را روایت می کند.
ماجراهای سریال کارآگاه علوی در سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ رخ میدهد. این مجموعه در واقع به داستان بازگشت کارآگاه علوی پس از تبعید و دوباره به کار فراخوانده شدن او میپردازد. او در بازگشت، تصمیم میگیرد با پیگیری پروندههای مفاسد عوامل رژیم شاه، پرده از این فساد بردارد
مسعود كه خارج از كشور است خواهرش را در ايران درگير يك معامله ي غيرقانوني ارزهاي تقلبي مي كند و خواهرش سرقرار حاضر مي شود اما با درگير شدن پليس با دلالان ارزهاي تقلبي، خواهر مسعود كشته مي شود و مريم دخترخواهر مسعود همسرش امير را كه يكي از افراد پليس است مسئول مرگ مادر مي داند. از طرفي مسعود با شنيدن خبر كشته شدن خواهرش به ايران بازمي گردد تا انتقام بگيرد. اما در يك توطئه به قتل همسرش متهم مي شود. پليس كه از توطئه دلالان بر عليه مسعود مطلع است قصد دارد از طريق او رؤساي باند دلالان ارزهاي تقلبي را دستگير كند و در اين كار موفق هم مي شود. و به مريم هم ثابت مي شود كه امير در جريان كشته شدن مادرش مقصر نبوده است.