برچسب سمیرا ذکایی

کاناپه 1395

این فیلم روایت زندگی ۲ خانواده‌ای است که می‌خواهند با هم وصلت کنند اما در نهایت یک کاناپه باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی آنها می‌شود.

بچه ها نگاه می کنند 1395

طاهر(خان بابا) که کشتی گیر مشهوری است به همراه چهار دخترش و خانواده آن ها در یک ساختمان زندگی می کنند. وی برای کمک به دو دانشجوی مجرد، اتاقی را در پشت بام در اختیار آنها قرار می دهد. دختران برای مقابله با این کار از طاوس خواهر طاهر که با او اختلافاتی نیز دارد، کمک می گیرند و ....

مهرآباد 1390

مهرآباد روایتگر زندگی کیا مقدم است که پس از ۱۲ سال دوری از وطن و شکست در زندگی زناشویی برای پیگیری کارهای شخصی به کشور بازمی‌گردد ولی در همان بدو ورود با اتفاقی روبه‌رو می‌شود که زندگی خودش و بسیاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

ایراندخت 1396

در «ایراندخت» روایت سالهای مشروطه، قیام ستارخان، ماجراهای تبریز و هم‌زمان اعدام شیخ فضل‌الله در تهران و حتی نقش فراماسونری در این میان، مطرح شده است.

راه شیری 1393

این اپیزود درباره نویسنده ای به نام فرهاد راسخ است که در زندگی مشترکش با هدیه دچار مشکل شده و در موقعیت حساسی از زندگی زوج دیگری قرار گرفته است. او مجبور می شود وارد بازی خطرناکی شود.

همه چی آرومه 1389

شروین، البرز و شاهکار تصمیم می‌گیرند پیش از ازدواج دوستشان ابی که کارمند ساده بانک است، او را به یک سفر مجردی ببرند. به صورت تصادفی و با خوردن نوعی قارچ توهم‌زا این چهار دوست دچار توهم می‌شوند. آنها دو روز بعد در یک خانه نا‌آشنا، در حالی از خواب بیدار می شوند که هیچ چیز از اتفاقات دو روز گذشته به یاد نمی‌آورند...

یک کیلو و بیست و یک گرم 1395

بابک (سعید آقاخانی) و همسرش مهتاب (لیلا زارع) که زندگی خوبی دارند و در انتظار تولد فرزند سومشان هستند ناخواسته درگیر ماجرای عشق و تردید یک زوج می‌شوند. بابک که یک لوله‌کش است برای انجام کارش به خانه‌ای می‌رود که به طرز عجیبی خالی است و ناگهان دختر خانواده از راه می‌رسد و کمی بعد نامزد شکاک او. الی (روشنک گرامی) به نامزدش سامان (بابک انصاری) دروغ می‌گوید و ادعا می‌کند تازه از خواب بیدار شده است. بابک با دیدن درگیری میان زوج سریعاً وسایلش را جمع می‌کند تا محل را ترک کند اما با اصرار سامان روبرو می‌شود که حقیقت را بگوید. دراین‌بین درگیری اتفاق می‌افتد و بابک ناخواسته با آچاری که در دست دارد به سر سامان می‌کوبد و سامان در اثر این حادثه بینایی یک‌چشمش را از دست می‌دهد.