برچسب سمیرا خلیلی

شیش ماهه 1404

شاهین، تنها فرزند یک خانواده، با بیماری سخت و لاعلاجی دست‌وپنجه نرم می‌کند و پزشکان تنها شش ماه برای ادامه زندگی او پیش‌بینی کرده‌اند. اعضای خانواده می‌کوشند این زمان محدود را به بهترین شکل ممکن سپری کنند و روزهای باقی‌مانده را به خاطره‌ای ارزشمند و ماندگار تبدیل کنند.

ساعت 6 صبح 1402

دختری (سمیرا حسن‌پور) قرار است برای ادامه تحصیل به کانادا برود و ساعت ۶ صبح پرواز دارد، دوستانش به او زنگ می‌زنند که یک مهمانی برایش گرفته‌اند و او را دعوت کردند و قرار می‌شود بعد از مهمانی او را به فرودگاه ببرند، اما در همین حین ، اتفاقات عجیبی رخ می دهد...

تهران شهر عشق 1397

داستان بصورت یک فیلم اپیزودیک است و سه قسمت دارد که هر قسمت مربوط به یک فرد با داستانی مستقل است. این سه فرد عبارتند از «یک قهرمان بدنسازی سابق»، «یک منشی کلینیک زیبایی و لاغری» و «یک مداح مذهبی افسرده» هر کدام از این سه نفر به نوعی تمایل به عشق و ارتباط در تهران پیدا می‌کنند. با وجود آن که هر یک از این سه شخصیت دارای داستان مستقل و مخصوص به خود هستند اما هر سه داستان در یک موضوع کلی وجه اشتراک دارند. هر سه شخصیت با وجود آنکه سر و صدا و خودنمایی‌های بسیاری در ظاهر از خود نشان می‌دهند، اما در درون خود به شدت از احساس تنهایی رنج می‌برند...

مترجم 1401

یک مترجم جوان در شغلش مسیرهای تازه‌ای را کشف می‌کند. رفتن در این مسیرهای پر پیچ و خم باعث می‌شود تا او به رازی خانوادگی پی ببرد که بر زندگی و آینده‌ خود و خانواده‌اش سایه می‌اندازد. سایه‌ای که می‌تواند آرامش یک شهر را تهدید کند.

قجرزاده ها 1400

اردشیرخان پدر و صاحب عمارت، چند اولاد ناخلف دارد که در تلاش برای تصاحب عمارت هستند، روزی یکی از عروس‌ها تصمیم می‌گیرد برای پدر که تنها است، همسری بگیرد تا خودش را در دل او جا بکند.

روزی روزگاری مریخ 1400

ناصر به خسرو خاردار بدهکار است و خسرو پول خود را از او طلب میکند. ناصر به او قول میدهد که در یک مسابقه شرط بندی فوتبال شرکت کرده و بعد از برنده شدن پول او را میدهد. برای شرکت در شرط بندی طلا و ماشین همسر خود مهگل را میفروشد تا در شرط بندی شرکت کند. اما در شرط بندی میبازد. بعد از باخت هم از خسرو خاردار فراری میشود و هم از مهگل....