شانس یا… 1391
حاج نصرت مردی پولدار است که در یک تصادف ناگهانی از دنیا میرود و توسط غلام (حسن شکوهی) بطور معجزه آسایی به دنیا باز میگردد و در زندگی جدید خود به خانه غلام راه پیدا میکند که عاشق …
حاج نصرت مردی پولدار است که در یک تصادف ناگهانی از دنیا میرود و توسط غلام (حسن شکوهی) بطور معجزه آسایی به دنیا باز میگردد و در زندگی جدید خود به خانه غلام راه پیدا میکند که عاشق …
این مجموعه به مشکلات و مسائلی که پیش روی افراد نابغه و خانوادههای آنهاست میپردازد و داستان اصلی آن دربارهٔ یک نابغه ریاضی است. پویا جوان نخبه و المپیادی است که به علت مسایل خانوادگی دچار مشکل میشود، وی در این میان با تأثیر از شخصیتهای اطراف خود و با کمک خانواده، معلم پرورشی مدرسه و همکلاسیهای خود در مسیر رسیدن به نقطه اوج المپیاد جهانی با مسائل تلخ و شیرین بسیاری مواجه میگردد.
ماجرای این فیلم از این قرار است که "سیا"جوانیست که با مشکلات و فشارهای مالی زیادی دست و پنجه نرم می کند. او برای حل مشکلاتش دست به شغلی جدیدی می زند، شغلی با درآمد بالا اما ...
نوجواني 12 ساله به نام پويا مدام در حال دروغ گفتن و انجام كارهاي بد است تا اينكه از طرف يكي از دوستان خانوادگي، صندوقچهاي به دست پويا ميرسد كه پس از مدتي، ميكروفن و بلندگوهاي داخل آن جان ميگيرند و زنده ميشوند تا به پويا و دوستانش كمك كنند تا دست از كارهاي ناشايست خود بردارد.
سیامک سلطانی(یوسف تیموری) و سعید سلطانی (جواد عزتی) برادر هستند و در خانهای در جنوب شهر همراه پدرشان(رضا فیض نوروزی) زندگی میکنند سیامک آدم کلاهبردار ی است وقصد دارد تا با معرفی کردن خود به عنوان یک جوان تحصیلکرده و پولدار با یک دختر ثروتمند به نام نوشین (بهاره افشاری)ازدواج کند.ولی سعید که برخلاف برادرش درستکار بوده و مورد اعتماد صاحبکارش دکتر مجلسی(فتحعلی اویسی) می باشد. دکتر مجلسی تصمیم میگیرد تا برای دیدن همسر (هایده حائری) و دخترش (سمانه پاکدل) به خارج سفر کند وهمه اموالش را به سعید می سپارد.همین موضوع سبب میشود تا سیامک سعید را مجبور کند تا خانه مجلسی را به عنوان خانه خود معرفی کند تا بتواند کلاهبرداری کند.
این مجموعه با محوریت موضوع اهدای عضو،داستان جوانی به نام علی را روایت می کند که هم از پدر پیر خود نگهداری می کند و هم نقش موثری در زندگی خواهرش دارد. او فردی خیرخواه است. به بچه های بی سرپرست پرورشگاه سر زده و زندانیان تنها را رایگان به مقصد می رساند. تا این که در سالروز تولدش اتفاقی رخ داده و نظم زندگی اش به هم می خورد…
داستان این فیلم درباره وحید یک بسیجی 37 ساله است که به عنوان متخصص نجوم به تازگی کشف بزرگی کرده,او برای جمعی از اعضای خارجی و متخصصین نجوم در حال توضیح است که سنگی شیشه پنجره را میشکند و بعد از برخورد با سر وحید او را مجروح میکند. سنگ در شلوغیهای بعد از انتخابات توسط معترضین پرتاپ شده است. حمید برادر کوچک وحید دچار تردید و پشیمانی شده زیرا او در گروه معترضین بوده است. کشفیات وحید باعث میشود حسادت بعضی از بزرگان خارجی علوم نجوم را بر انگیزد و در نهایت اکتشافات او را میربایند.
اين فيلم فردی را روایت می کند که برای واردات مواد خام کارخانه با دريافت وام ميلياردي می خواهد کارخانه را از ورشکستگي نجات دهد. اما با ورود پرستار بچه به منزل او …