شاید عشق نبود 1396
عروسک فروشی در پارک ماجراهایی که بر سر دوست سینماگرش آمده است را برای دختر جوانی بازگو میکند. دختر جوان که از عوامل فیلمی است که در آنسوی پارک مشغول فیلمبرداری آن هستند، در انتها به هویت مرد عروسک فروش پی میبرد.
عروسک فروشی در پارک ماجراهایی که بر سر دوست سینماگرش آمده است را برای دختر جوانی بازگو میکند. دختر جوان که از عوامل فیلمی است که در آنسوی پارک مشغول فیلمبرداری آن هستند، در انتها به هویت مرد عروسک فروش پی میبرد.
هانیه، بنفشه و هما پس از گرفتن چند روز مرخصی از زندان به شهر مرزی آستارا میروند و در طول مسیر تصمیم عجیبی میگیرند و همین موضوع اتفاقات جدیدی را برای آنها رقم میزند.
دختر جواني براي ادمه تحصيل عازم خارج از كشور است. او يك شب قبل از سفرش تصميم ميگيرد با كمك برادرش از شمال تا جنوب تهران فيلم يادگاري بگيرد.
فیلم داستانی غیرخطی دارد و از تعدادی داستانک با شیوهٔ روایت زمان مدور تشکیل شده است. پیرنگ اصلی فیلم این است: چند دانشجوی دختر و پسر برای شرکت در جشن بادبادک بازی به شمال کشور رفتهاند. در همسایگی کمپ کوچک آنها کلبه-رستورانی قرار دارد که سه مرد ساکن آن هستند. رستوران به گوشت احتیاج دارد و جز این جوانها شکاری در آن اطراف نیست.
زني براي کار کردن بعنوان خدمتکار وارد زندگي مردي ميشود که براي فروختن خانه پدري خود از خارج کشور بازگشته است و داستان زندگي اين دو نفر بصورت موازي با هم روايت مي شود و مشکلات زندگي آنها به تصوير کشيده ميشود.