برچسب سمانه مرادیان

خانه ارواح 1399

فیلم خانه ارواح، داستان شاهرخ و مرتضی است که در روز ۲۸مرداد ۱۳۳۲ در یک زایشگاه به دنیا می‌آیند و سال ها بعد در روزهای جنگ ایران و‌عراق و بمباران شهرها، به طور اتفاقی سر راه هم قرار می‌گیرند و وارد خانه‌ای متروکه روبروی همان زایشگاه می‌شوند. ورود آنها به این خانه و مواجهه با صاحبان قدیمی این خانه در دوره‌های تاریخی مختلف، سرآغاز ماجراهایی عجیب و می‌شود، که شاهرخ و مرتضی را درگیر حل آنها می‌سازد.

طعم شیرین تاریک (کوتاه) 1401

پسربچه هفت ساله‌ای که با شخصیت بتمن همذات پنداری می‌کند، دوستانش را تشویق می‌کند که در تاریکی و با چشمان بسته از پله‌ها و خیابان عبور کنند و مادرش که از زندگی‌اش خسته و بیزار است…

پالتوشتری 1397

این فیلم در مورد یک دانشجوی فلسفه است که یک پالتو از پدرش به ارث برده، که با پوشیدنش افکار وسوسه آمیز و موذیانه به سراغش می‌آید.

داماد خوش قدم 1388

داستان فیلم داماد خوش قدم درباره یک مرد مجرد است که هر بار به خاستگاری می رود فردای آن روز دختری که به خاستگاری اش رفته است ازدواج کرده است …

سلام 1385

این سریال به مناسبت سال پیامبر اعظم (ص) و براساس احادیث و سخنان بجا مانده از آن حضرت طراحی شده تا از این منظر در فضایی مثل یک کلانتری که لوکیشن اصلی سریال است ، به مسائل و مشکلات مختلف جامعه بپردازد.

پشت بام تهران 1394

غیاث صفا جوانی اسـت کـه در زندگی خود بـه افق‌هاي غیر واقعی چشم دوخته اسـت. مامان طاهره مادربزرگ غیاث کـه تمام دنیای وی اسـت از او خواسته مال حرام وارد زندگی‌شان نشود، اما غیاث در شبی ناخواسته وادار میشود دریک دزدی بـه دوستش کمک کند و این دزدی آغازی می شود برای ورود مال حرام بـه زندگی غیاث.

میخواهم زنده بمانم 1399

داستان سریال در سال ۱۳۶۸ خورشیدی، کمی پس از پایان جنگ ایران و عراق و قبل از ادغام کمیته، شهربانی و ژاندارمری در نیروی انتظامی، رخ می‌دهد. هما حقی (سحر دولتشاهی) و نامزدش نادر (پدرام شریفی) به همراه خانوادهٔ حقی آماده می‌شوند تا برای شب تولد همایون حقی، پدر خانواده (بابک کریمی) او را غافلگیر کنند. اما ساعتی پس از رسیدن پدر تمام خنده‌ها به غم تبدیل می‌شود، هما در دو راهی سختی قرار می‌گیرد…

متهم گریخت 1384

هاشم آقا (سیروس گرجستانی) و خانواده‌اش در شهرستانی نه چندان دور زندگی ساده‌ای دارند. او تا پیش از شدت بیماری در مغازه‌ای اجاره‌ای به تعمیر اگزوز مشغول بوده ولی به علت بیماری پزشکان او را از انجام کارهای سنگین منع کرده‌اند. از طرفی دختر دانشجویش در تهران برای او شغلی پیدا و خانه‌ای را اجاره می‌کند. هاشم آقا به ناچار کارش را تعطیل و به تهران مهاجرت می‌کند. مهاجرت هاشم آقا به تهران به همراه مادر (شهربانو موسوی) و همسرش (مریم امیرجلالی) و پسر (علیرضا جعفری) و دیگر دخترش (ملیکا زارعی) و دامادش (علی صادقی) داستان بسیار جالبی رقم خواهد زد.