تعادل جزئی (دیوار آتش) 1399
در قسمت سوم و بعد از گذراندن فراز و نشیب های بسیار راه جدیدی را برای بازپروری معتادان پیدا می کند تا بلکه بتواند از این راه موفق شود اما…
علی نقی پس از سال ها دوری از ایران به کشورش باز می گردد تا ماجرای کهنه ی عشق اول خود را به سرانجام برساند او در پی اثبات وقایع گذشته و برای اجرای نقشه هایش با رضا همراه می شود…
داستان این مجموعه تلویزیونی درباره یک گروه خرابکار حرفهای است که به واسطه آشنایی با سیستمهای کامپیوتری قصد دارند دست به اقداماتی علیه امنیت مردم بزنند. با انجام اولین عملیات، پلیس وارد ماجرا میشود در این میان سرگرد صابری از افسران زبده پلیس مأمور میشود مجرمان پرونده را شناسایی و دستگیر کند.رفته رفته همه نشانههای موجود به زنی به نام «مانا» میرسد که طراح اصلی گروه خرابکار محسوب میشود اما پیدا کردن این زن آنقدر که در ابتدا تصور میشد ساده نیست. در مسیر پیدا کردن این مجرم ماجراهای بسیار دیگری به وقوع میپیوندد.
نامزدي نادر كه يك پزشك است، درست سر مراسم ازدواج با خوشه به هم مي خورد، اما نادر نمي تواند فكر خوشه را از ذهنش بيرون كند. بر اثر تصادف، فردي به نام بهروز و خوشه به اغما فرو مي روند و نادر كه به دنبال كار و اختراع خود ـ ذخيره كردن اطلاعات حافظه بيمار و بعد بازيابي آن است، فرصت را غنيمت مي شمارد. اما بر اثر اشتباه دستيارش حافظه دو نفر به اشتباه به جاي يكديگر قرار مي گيرد. در نتيجه، خوشه شخصيت بهروز را پيدا مي كند و بهروز شخصيت خوشه را! خوشه تصميم مي گيرد با پسرعموي پول دارش ازدواج كند، اما باز هم بر اثر تصادف به اغما مي رود و نادر اين بار حافظه خوشه و بهروز را به جاي درستشان منتقل مي كند. در پايان خوشه با نادر ازدواج مي كند.
شاهرخ خان جواني 30 ساله و هندي تباري است كه بعد از درگذشت مادرش به همراه مباشرش آميتا به ايران برمي گردد تا طبق وصيت نامه ارثيه اش را از دايي اش تحويل بگيرد...
داستان زندگي حاج احمد عباچي (عبدي) را روايت مي کند که پول پيش خانه اش را در عروسي خواهرزاده اش شاباش مي دهد و...