برچسب سقوط رضاخان

شاهزاده سرگردان

اشرف در تهران به بهانه همراهی با برادر، رفته رفته در مسائل گوناگون کشوری وارد شد و دخالت و اعمال نفوذش را شروع کرد. او ابتدا به دنبال راه‌اندازی مطبوعات افتاد و سعی کرد با شناسایی برخی از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای به این عرصه وارد شود. علاوه بر آن، از هنگام خداحافظی با پدر در پایان سفرش به ژوهانسبورگ این توصیه پدر را خوب به خاطر داشت که برادر جوانش را یاری کند و از این توصیه بهانه‌ای ساخت تا آرام آرام وارد مسائل سیاسی کشور شود

خطر نفوذ در هیئات از دین ستیزی آشکار بیشتر است

از شهریور۱۳۲۰ که شرق و غرب هر کدام با روش‌های خاص خود در پی نابودی اسلام بودند، اسلام‌شناسان حقیقی که فریب‌های دشمنان را با درایت و هوشمندی درک می‌کردند، بدون هماهنگی، اما در حرکت به سمت یک هدف مشخص، دوره‌های قرائت قرآن و تعلیم مسائل دینی را برگزار و با افتتاح مدارس جدید دینی و آموزش‌های اسلامی، نهضت عظیمی را آغاز کردند.

همه چیز «بنا به فرمان همایونی!»

با سقوط حکومت رضاخان، مردم بیزار از نوع حکومتش دیگر علاقه‌ای به ادامه شیوه او ندارند. مضافاً بر اینکه محمدرضا شاه جوان ویژگی‌های ضروری برای استبداد را نداشت. به همین دلیل اکثر نهاد‌هایی که در دوره رضاخان تعطیل شده بودند، مجدداً فعالیت خود را آغاز کردند و جانی دوباره گرفتند. اما این دوره گذرا بود و شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد همه ابزار‌های استبداد را یکی پس از دیگری در اختیار گرفت و به سرعت تبدیل به یک دیکتاتور تمام‌عیار شد

قلدری با ملت نوکری مقابل انگلستان

یک روز پس از موفقیت رضاخان در انجام کودتا، آیرونساید در دفترچه یادداشت خود می‌نویسد: «رضاخان در تهران کودتا کرده و به قولی که به من داد وفادار مانده است. تصور می‌کنم همه مردم چنین می‌اندیشند که من کودتا را طراحی و رهبری کردم. اگر در معنای سخن دقیق شویم واقعاً من این کار را کردم.» با این وجود در اولین سالگرد کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ رضاخان با صراحت و افتخار مسئولیت آن کودتا را شخصاً بر عهده می‌گیرد!