دردسر طلایی 1391
فیلم «دردسر طلایی» داستان زندگی فردی به نام محمود است که پسر ناتنی شخصی به نام احتشام یکی از طلافروشان معروف شهر است. او عاشق دختری می شود که پدرش رفتگر است و در این میان کیفی پر از طلا گم می شود.
فیلم «دردسر طلایی» داستان زندگی فردی به نام محمود است که پسر ناتنی شخصی به نام احتشام یکی از طلافروشان معروف شهر است. او عاشق دختری می شود که پدرش رفتگر است و در این میان کیفی پر از طلا گم می شود.
یحیی کودکی یتیم وفقیر است که ناچار در کنار تحصیل به مادر درکار بافتن قالی کمک می کند و این مساله به افت تحصیلی او منجر شده است. روزی یحیی بر سر جلسه امتحان ورقه اش را تحویل نداده وتصمیم می گیرد پس از یافتن پاسخ سوالات پنهانی وارد خانه معلم خود (خلیل ) شده و ورقه اش رادر میان ورقه های دیگر بگذارد. یحیی در خانه خلیل با وقایعی نظیر آمدن رحمان دوست گلوله خورده خلیل روبرو می شود متوجه می شود خلیل فردی مبارز وسیاسی است و...
داستان این خانه مثل بقیه خانه های اجاره ای نیست ، فقط شباهتش با خانه های اجاره ای دیگر در اجاره دادن و آدمهای اجاره نشین آن است .
داستان سریال «به خاطر من» به زندگی پسری ۲۷ ساله به نام سعید می پردازد که تمام ثروت و ارثیه ای را که از پدربزرگش به مادرش رسیده ، پدرش با کمک یک نفر دیگر ربوده و فرار می کند. حالا ۲۳ سال از آن ماجرا میگذرد. سعید با این قصد آرام آرام بزرگ می شود که پدرش را به طریقی پیدا کند و از او انتقام بگیرد. سریال از جایی شروع می شود که او پدرش را پیدا کرده است ، ابتدا تصمیم می گیرد او را به قتل برساند و ثروت ربوده شده مادرش را دوباره پس بگیرد اما سرنوشت او را به سوی حوادث دیگری می برد.
فیلم سینمایی «رویای پروانه» درباره مردی سرباز به نام «رسول» است. او از پادگان برای مرخصی به خانه می آید ولی با مجلس ختم پدرش روبرو می شود. پدرش قاسم با مردی به نام قسمت شریک بوده و در یک کارگاه شیشه گری کار می کرده که متاسفانه فوت شده است.
این فیلم قصه عزیز آقا و همسرش است که در خانه قدیمی به همراه پسرشان، رشید زندگی می کنند. همسر عزیز آقا دچار افسردگی است و عزیز آقا تصمیم می گیرد برای حل این مشکل، اتاق های خانه خود را اجاره بدهد. در اين اثر طنز، بازيگراني چون قدرت الله ايزدي، سعيد محقق و مرتضي كيوان داريان حضور دارند.
داستان این سریال درباره خسرو تابش ملقب به یاتاقان است که از درد بیپولی و نداری و بدهکاری کاسه صبرش لبریز شده و دائم در حال تلاش برای درآمد بیشتر است. او که مرد سادهای است، فریب یکی از دوستانش را میخورد و حلقهای خریداری میکند که فروشنده آن معتقد است این حلقه برای صاحبش شانس و اقبال میآورد.
از طرفی شریک شخص دیگری به نام مهندس خسرو تابش که مرد پولداری است و فقط تشابه اسمی با خسرو تابش داستان دارد، سر او کلاه گذاشته و فرار میکند و مهندس بناچار از بانک وام میگیرد. کارپرداز شرکت مهندس تابش اشتباها وام را که ۷۰۰ میلیون تومان است، به حساب خسرو تابش فقیر واریز میکند و همین اشتباه باعث اتفاقات زیادی در طول داستان میشود و...
آقا جمال در آغاز یک روز با اختلافی که بین او و همسرش صورت می گیرد از خانه خارج شده و برای حل این اختلاف و سو تفاهم در گیر ماجرا هایی می شود که ماجرا های طنزی را برای بیننده رقم می زند.