سبیل مردونه 1386
نجمیه، دخترک شش ساله می خواهد برای خان عمو که مردی مسن و عقب مانده ذهنی است دوچرخه ای بخرد و آرزوی دیرینه او را برآورده کند.....
نجمیه، دخترک شش ساله می خواهد برای خان عمو که مردی مسن و عقب مانده ذهنی است دوچرخه ای بخرد و آرزوی دیرینه او را برآورده کند.....
سریال تاریخی و سیاسی «راز ناتمام» با موضوع روایت زندگی «دکتر محمد جواد باهنر» به زندگی پرفراز و نشیب این شهید گرانقدر و اتفاقهای سالهای پس از جنگ و نفوذ دشمن در ارکان دولت در زمان حال میپردازد.
در آسمان چهارم طرف چپ بیت المعمور منبری است چوبی و شکسته. وارونه کردند به خیالشان. همه چیز تمام شده. یادشان نیست دانههای تسبیح مرا فرشتگان بوسه میزدند و برای دستان من از هم سبقت می گرفتند. عروسم را انتخاب می کنم از میان دخترکانی که هوایشان و حالشان مناسبت می کند با لبخندهای مستانه من!
دو طایفه ترکمن یکی در کار اسب و دیگری در کار گندم، بعد از سالها نزاع و درگیری خونین تصمیم به مصالحه میگیرند و دو جوان از این دو طایفه که پدرهایشان به دست هم کشته شدهاند با هم وصلت میکنند و…
ندا بعد از یک تفریح جانانه در شهربازی با پسر کوچولویش، به گلخانهای رفته و در آنجا شروع به بلعیدن مواد مخدر میکند. او اولین بار است که این کار را میکند. ندا در فرودگاه به مشکل میخورد. به اصطلاح عامیانه خودشان نشتی میدهد و یکی از کیسهها در بدنش پاره میشود. پسری که از قضا با او در گلخانه بوده و مواد دیگری را خورده، متوجه نشتی ندا میشود و از او میخواهد که پرواز را کنسل کند چرا که پلیس قطعا به او شک میکند و هر دویشان لو میروند.
فیلم به ترورهای سال ۱۳۶۰ به دست گروه مجاهدین میپردازد. این درگیریها پس از برکناری ابوالحسن بنیصدر از ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی شدت میگیرند. پس از برکناری ابوالحسن بنی صدر، گروههای ضد حکومت مانند گروه سازمان مجاهدین خلق ایران دست به ترورهای موفق مقامات ارشد حکومت میزنند. از سوی دیگر، سازمان اطلاعات کشور و اطلاعات سپاه با همکاری هم درصدد دستگیری اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق هستند. در این میان، این فیلم رابطهٔ بین یکی از اعضای سپاه و زنی از اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق را که در گذشته در دانشگاه همکلاسی بودند، نشان میدهد.
مهندس رحمان توانا، كارمند عاليرتبه ي دولتي، در مأموريتي خارج از كشور، به يك دختر زيباي مسيحي دل مي بندد. پس از ماجراهايي، سرانجام دختر به دين اسلام مشرف مي شود و به همراه رحمان به ايران باز مي گردد. اما بازگشتش آغازگر ماجراهايي تازه است. از آنجا كه او به اختيار خود و با آگاهي كامل به اسلام گرويده، چالش جدي ميان او و كساني كه از طريق شناسنامه مسلمان هستند در مي گيرد. اختلافاتي ميان او و رحمان، خانواده رحمان، همكاران او و همه ي كساني كه مناسبات و احكام شرع را در رفتار و گفتارشان رعايت نمي كند. بتدريج ادامه ي اين اختلافات، گسترده تر مي شود تا جايي كه نومسلمان قصه ي ما، تصميم به ترك ايران و گسستن از همسرش مي گيرد. اما وقوع يك فاجعه ملي (زلزله بم) شناخت تازه اي از يك ملت به او مي دهد. كساني كه با همه ي ضعفهاي كوچك و ناچيزشان، در وقت خطر، حماسه آفرين مي شوند و معناي تازه اي از اتحاد و انسجام را به نمايش مي گذارند.
چهل سالگي آغاز ميانسالي است. خيلي ها در اين دوره ياد گذشته مي كنند و عشق هاي قديمي شان را به ياد مي آورند و قصه هايشان را مرور مي كنند و شايد براي بچه هايشان بخوانند: روزي پادشاهي در ميان مردم چشمش به دختر جواني افتاد و عاشق او شد. پادشاه تا دختر را به قصرش آورد، دختر بيمار شد. هيچ كدام از طبيب هاي شهر نتوانستند بيماري دختر را تشخيص دهند. پادشاه دست به دعا برداشت و در خواب طبيب پيري را ديد...