روزگار جوانی 2 1400
پس از گذشت سالها، عباسآقا (بیوک میرزایی) تصمیم میگیرد که بخشی از خانه مسکونیاش را به تعدادی جوان دانشجو اجاره دهد. دانشجویان جدید همسایه عباسآقا میشوند، بیخبر از اینکه ...
پس از گذشت سالها، عباسآقا (بیوک میرزایی) تصمیم میگیرد که بخشی از خانه مسکونیاش را به تعدادی جوان دانشجو اجاره دهد. دانشجویان جدید همسایه عباسآقا میشوند، بیخبر از اینکه ...
داستان سریال دربارهٔ چگونگی رسیدن هفت عاشق و معشوق به یکدیگر است.
نردبام آسمان، زندگی غیاثالدین جمشید کاشانی، اخترشناس و ریاضیدان ایرانی را از زادروزش تا کشتهشدنش را بازگویی میکند. او پسر مسعود طبیب است که به شدت بازیگوش و کنجکاو است در یکی از روزها با شیخ کاشان مجادلهای میکند که سبب میشود اهالی شهر وی را تعقیب کنند. او اتفاقی وارد گاری مالیات میشود و سپس به دست صفدر طرار میافتد و با زندگی واقعی دزدان آشنا میشود چند سال بعد اولین اثرش سلم السما را مینویسد و با قاضی زاده رومی ملاقات میکند همچنین مادرش میمیرد و او به جرم همدستی با دزدان توسط داروغه کاشان دستگیر میشود. در یکی از روزها جادوگری به همراه دخترش آی بانو به کاشان میآید و خواستار دیدار با جمشید میشود حاکم کاشان هم با کلی اصرار راضی به دیدار آن دو میشود سپس آن جادوگر با حیله و کلک جمشید را آزاد میکند جمشید عاشق دختر جادوگر آی بانو میشود ولی در دام نقشههای جادوگر که با داروغه کاشان همدست است میافتد پسر حاکم که مهربان نام دارد طی یک توطئه نزدیک بود کشته شود که با رسیدن حاکم کاشان این توطئه شکست میخورد جمشید با خواهرزاده اش ویس ازدواج میکند و چند سال بعد کسوف را پیشبینی میکند او همراه پسرش، ویس، خواهرزاده اش معین الدین و مهربان راهی سمرقند میشود تا با الغ بیگ دیدار کند او به زودی مورد علاقه الغ بیگ قرار میگیرد و این سبب حسودی همسر الغ بیگ میشود او رصدخانه سمرقند را با همکاری الغ بیگ میسازد یکی از قبایل به الغ بیگ باج نمیپرداخت که با محاسبات جمشید مجبور به پرداخت باج شد یکی از رئیسهای آن قبیله هوشمند کینه جمشید را به دل گرفت و خواست از او انتقام بگیرد. آی بانو برای قتل جمشید راهی میشود ولی جمشید دل او را بدست میآورد و او یکی از یاران جمشید میشود همسر جمشید ویس میمیرد در یکی از روزها کاروانی از یک کشور اروپایی به سمرقند میآید و خانواده ای که در آن است مورد توجه الغ بیگ قرار میگیرند و معلوم میشود آی بانو به زبان آنها آشنایی دارد و الغ بیگ از آی بانو میخواهد زبان آنها را به او یاد بدهد و همسر الغ بیگ با همکاری وزیرش طرخان با هوشمند و قبیله اش متحد میشوند که جمشید را از سر راه بردارند جمشید یک کسوف دیگر را پیشبینی میکند بعد کسوف مورد محاکمه دینی قرار میگیرد او کمکم داشت کافر شمرده میشد که با آمدن صفدر ورق برگشت. هوشمند و طرخان به الغ بیگ میگویند جمشید قصد قتل شما را داشته و از طریق آی بانو میخواسته به این قصد برسد جمشید جیب یک درجه را محاسبه میکند و میخواهد راهی کاخ الغ بیگ شود که برادر زن الغ بیگ و طرخان با سربازها بر سر او میریزند و او را در رمضان سال ۸۳۲ میکُشند.
داستان «هجوم» دربارهٔ یک قتل است که در یک ورزشگاه اتفاق افتاده. چند مأمور پلیس در حال بررسی این پرونده هستند و با ورود به این ورزشگاه سر نخهایی از این قتل بدست میآورند. آنها مظنون به قتل را هم همراه خود دارند و کافیاست که خط سیر وقوع قتل را دریابند اما این برایشان کار پیچیدهای خواهد بود. دوستان مقتول نمیخواهند با پلیس همکاری کنند.
مجيد از خلافكارهاي يكي از محله هاي تهران، عاشق دختر ميرزا (يك گيوهدوز عارف) است و شرط ازدواج او سربه راه شدن است. مجيد براي رسيدن به نرگس دست به دروغ و كلك مي زند اما نقشه اش افشا مي شود. مجيد در سرراه خود احساس مي كند كه رقيبي وجود دارد كه از بچه هاي جبهه اي است و براي اينكه از او عقب نيفتد، با نوچه هاي خود راهي جبهه مي شود تا اينكه...
میلاد کیمرام در نقش مرد نزولخوار داستان و در قالب شخصیتی بیهدف که به پوچی رسیده حضور دارد. مردی که بدهکاران زیادی دارد، اما انگار عجلهای برای وصول طلبهایش ندارد و حتی جواب بدهکارانش را نمیدهد. درحالیکه شخصیتهای مقروض داستان برای جور کردن طلب او تقلا میکنند.
درگيري شديدي در منطقه نبرد ادامه دارد، دشمن بيمارستان صحرايي را محاصره مي كند و همه اخراجي ها و همرزمانشان در پي راهي براي نجات مي گردند. دشمن با اسيرگيري گسترده قصد يك مانور تبليغاتي را دارد همه اسرا به يك اردوگاه اسراي ثبت نام نشده منتقل مي شوند. خانواده اخراجي ها براي زيارت عازم مشهد هستند و به طور ناخواسته درگير يك حادثه تروريستي مي شوند. دشمن با فرا خواندن خبرنگاران خارجي و داخلي به اردوگاه و تطميع و تهديد برخي از اسرا و ايجاد چند پارچگي بين آنها، نقشه شومي در سر دارد. تروريست ها با دشمن هم دست شده اند، و دشمن در بين اسرا به دنبال چهره هاي شاخص فرمانده و روحاني مي گردد.