برچسب سعید دهقان

دشتستان 1404

سریال تلویزیونی دشتستان با نگاهی کمدی داستان سه دانشجوی جوان به نام‌های غفور، فرید و دانیال را به تصویر می‌کشد که در خوابگاه هم‌اتاقی شده‌اند. دوستی این سه نفر اما با ورود سه دانشجوی جدید به نام‌های خسرو، نعمت و امین وارد فاز جدیدی شده و ماجراهای پیش‌بینی‌نشده‌ای برای آن‌ها رقم می‌خورد. این ۶ نفر در ادامه و پس از تکمیل ظرفیت خوابگاه مجبور به اجاره‌ی یک اتاق شده و سرنوشتشان با هم گره می‌خورد.

سرزمین بارانی 1392

محمد خیری پدر خانواده ای 7 نفره است که 5 فرزند او هر کدام به نوعی درگیر مشکلات مالی هستند او تصمیم می گیرد منزل خود را به فروش بگذارد تا مسائل مالی فرزندان را حل کند فرزندان به منظور رأی گیری برای فروش خانه به خانه باغ می‌روند ضمن اینکه این مسئله با ایام تبلیغات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری تقارن پیدا کرده است و..

جناب عالی 1400

سریال «جناب عالی» سعی دارد با محوریت قرار دادن شخصیت جوانی به نام «امیرعلی عالی» که فارغ التحصیل رشته هماهنگی و برنامه‌ ریزی سیاسی در مقطع دکترا است، با نگاهی طنز، به بررسی معضل بیکاری و نقد به سیستم‌ های اداری کشور بپردازد. این سریال با دست مایه قراردادن این مضمون که مشکلات ساختارهای اداری و دولتی یک شبه حل نمی‌ شوند، به دنبال لزوم اصلاح اساسی زیرساخت‌ها، جوانگرایی و استفاده از نیروی انسانی باانگیزه است.

چار چنگولی 1387

دو برادر دوقلو از ناحيه بازو به هم چسبيده اند و هر كدام از آنها تلاش مي كند برادر ديگر را تحت تأثير قرار دهد و او را از نظر رفتار و منش، شبيه خود كند. يكي از برادرها يك مؤمن تندرو است و ديگري يك غرب گرايي لاابالي و عشرت طلب. اين دو در ادامه كلنجارهاي شان، قرار مي گذارند اختيار يك روزشان را به طرف كناري شان دهند، چه با برنامه او موافق باشند چه نباشند. بنابراين برادر مؤمن ناچار مي شود در مجالس خوش گذراني حاضر شود، گيرم با چشمان بسته. و شخصيت لاابالي به مجالس وعظ و خطابه مي رود. پايان ماجرا يك عمل جراحي است تا آنها به نقطه تعادل برسند و بدون تنگ نظري، در مواجهه با جامعه و خانواده از خودشان نرمش نشان دهند.

تردید 1387

پدر سياوش روزبهان بر اثر حادثه اي مرده و عموي او مقدرات ثروت خود و برادر را به دست گرفته است. سياوش عاشق مهتاب دخترعمه اش است. انوري پدر مهتاب، مباشر روزبهان است. سرگشتگي سياوش از مرگ پدر تمام نشده كه خبر ازدواج قريب الوقوع عمو با مادرش را مي شنود. سياوش طي ماجراهايي مي فهمد كه پدرش كشته شده و به سراغ دوست قديمي اش كارو مي رود.