برچسب سعید داخ

بدون تاریخ بدون امضا 1395

دکتر کاوه نریمان (امیر آقایی) در زمان رانندگی با یک موتورسیکلت که خانواده ای سوار آن بوده تصادف می کند. فردای آن روز او در محل کارش در پزشکی قانونی با جسدی روبه‌رو می‌شود که او را می‌شناخته اما از روبه رو شدن با خانواده متوفی خودداری می کند …

دوران عاشقی 1393

فيلم درباره زندگي يک زن وکيل به نام بيتا است که در کار خود تبحر دارد و بيشتر پرونده‌هاي مربوط به طلاق را قبول مي‌کند. همسر او حميد در يک شرکت بزرگ کار مي‌کند و به واسطه شغلش با ميترا که به تازگي از خارج آمده آشنا مي‌شود و با او عقد مي‌کند. ميترا از حميد باردار شده، اما حميد اين مساله را نمي‌پذيرد و معتقد است که مدتهاست که عمل وازکتومي انجام داده و همه چيز را انکار مي‌کند. دايي ميترا که از اعتبار و قدرت زيادي برخوردار است از جريان مطلع شده و حميد را تهديد مي‌کند که بايد همسرش را طلاق و با ميترا به زندگي ادامه بدهد و براي تحت فشار قرار دادن حميد ميترا را به بيتا معرفي مي‌کند تا وکالت او را بر عهده بگيرد. ميترا از اين جريان مطلع مي‌شود و پرونده را نمي‌پذيرد و حالا حميد منتظر تصميم بيتا براي ادامه زندگي است.

پایان خدمت 1392

"پايان خدمت" ماجراي سربازي است در روزهاي پاياني خدمتش و مشکلاتي که در جاده پيش رو دارد. او بر خلاف دستور مافوقش عمل مي‌کند. مافوقي که با او رابطه‌اي صميمي و پدرانه دارد ...

افسونگر 1392

شايان وکيل‌مدافعي که در اکثر پرونده‌هاي قضايي پيروز است، در آخرين پرونده‌اش سعي دارد موضوع را پيچيده‌تر کرده تا منافع بيش‌تري به دست آورد اما با ورود رؤيا که به عقد موقت شايان درآمده، اتفاقاتي در زندگي خصوصي‌اش مي‌افتد که او را دچار دوگانگي کرده و اعتبار کار و زندگي‌اش در مرز فروپاشي قرار مي‌گيرد.

آن ها 1395

روایت اول آن ها روایت مهرناز (شبنم مقدمی) است. همسر بهنوش به‌تازگی فوت کرده است. او مانده و یک بدهی تسویه نشده و سند خانه‌ای که گرو بانک است. بهنوش شب‌ها از مادرش در بیمارستان پرستاری می‌کند و همان‌جا با مردی آشنا می‌شود که از بهنوش می‌خواهد از مادر او نیز پرستاری کند. آشنایی با این مرد، ابعاد تازه‌ای به زندگی بهنوش می‌بخشد.
روایت دوم، روایت شهلا (سمیرا حسن‌پور) است. زنی از طبقه مرفه که همسرش مدتی است فلج شده است و روی تخت بیماری است. اینکه شهلا بچه می‌خواسته است یا الآن چه می‌خواهد مهم نیست، مهم این است که همسرش روزهای آخر عمرش را سپری می‌کند و از شهلا هم کاری برنمی‌آید.
روایت آخر، قصه فرزانه (هدی زین‌العابدین) است. دختری از قشر پایین جامعه که در شرف ازدواج است. بارداری ناخواسته و نا به هنگام فرزانه همه برنامه‌ها را به‌هم‌ریخته است. فرزانه بین آبروی خانواده‌اش و سقط فرزندش و یا رضایت همسرش و نگه‌داشتن بچه باید یکی را انتخاب کند.

صدای منو می شنوید 1395

صدای منو می شنوید قصه خانواده و در راس آن پدر شهید مفقودالاثری که پس از سی سال انتظار حال دو تکه استخوان و یک کلید را به او تقدیم می‌کنند تا شاید این چند تکه ی پیدا شده نشان از بازگشت پسرش باشد. پدر شهید با بازی پرویز پورحسینی برای شناسایی پسرش بر سر تابوت می‌رود. پدری بر سر تابوت خالی، دو تکه استخوان و یک کلید، چطور می‌تواند پسرش را تشخیص دهد! او یک جمله بر زبان می‌آورد و آن اینکه یحیی همیشه کلید خانه را همراه خود داشته است. کلید را بر می‌دارد و سراغ خانه قدیمی می‌رود که روزی در آن سکونت داشته‌اند، اگر کلید، در آن خانه را باز می‌کرد، یعنی پسرش از سفری طولانی بازگشته است.

معبد جان 1387

در روستایی عده ای شیاد با مقدس جلوه دادن درختی قصد دارند اهالی روستا را فریب دهند.خلیل تبر بر دوش به معرکه وارد می شود اما...

چهارشنبه 19 اردیبهشت 1393

داستان درباره سه شخصيت است كه روايت هر كدام بصورت جداگانه بازگو مي‌شود. جلال آشتياني كه 30ميليون از دارايي خود را براي كمك به نيازمندان در روزنامه آگهي داده است- ليلا كه بخاطر مشكل همسرش كه بر اثر يك تصادف از كار افتاده، نياز به مبلغ 15ميليون براي جراحي دارد- ستاره پدر و مادر خود را در زلزله بم از دست داده و سالهاست با خانواده عمه اش زندگي مي كند و حالا برخلاف ميل خانواده مخفيانه با پسري به نام مرتضي عقد كرده.