برچسب سعید تهرانی
دهکهای پایین قربانی زمانبندی
پیشگیری همچنان قربانی درمان
کمیته امداد در برابر موج فقر
ایستادگی صنعت دارو در بحران
صبح تنهایی 1389
"صبح تنهایی" داستان نیلوفر 28 ساله است که مادر بیمارش را برای عمل جراحی همراه با دایی خود به خارج از کشور می فرستد تا پس از فروش املاک و مستغلات به ارث رسیده از پدر به آن ها بپیوندد، اما در تصادفی حافظه خود را از دست می دهد و ...
گمشده 1377
در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، پسربچهای به همراه پدرش در تظاهرات شرکت میکند و با مشاهدهٔ کشته شدن پدرش در این تظاهرات، حافظه اش را از دست میدهد؛ اما...
باد و شقایق 1376
رامين پرتوي، كارگردان و بازيگر مشهوري كه بر اثر اعتياد و سپس گذراندن محكوميت در زندان، كارش را در سازمان صدا و سيما از دست داده و هشتمين سال بيكاري خود را مي گذراند، تلاش مي كند بار ديگر فعاليتش را از سر بگيرد، اما به دليل پيشينه اش به او كار نمي دهند. او كه به دليل اعتياد، از سوي همسر و تنها دخترش غزل نيز طرد شده، تصميم به خودسوزي مي گيرد. اما به پيشنهاد يكي از مسئولان سيما قرار مي شود فيلمي را كارگرداني كند. رامين به عزت الله انتظامي كه براي استخدام دوباره او در سازمان تلاش بسياري كرده مي گويد كه مي خواهد فيلمي درباره اعتياد كه در واقع حكايت اوست، بسازد. گرچه انتظامي با اين طرح مخالفت مي كند، اما رامين مشغول نوشتن فيلمنامه مي شود. او به خانه همسر سابقش كه سه سال است از او جدا شده مي رود و مي گويد به خاطر غزل، زندگي مشترك دوباره اي را آغاز كنند، اما همسر سابقش مردد است. انتظامي نيز در اين ميان وساطت مي كند. رامين كه مجوز ساختن فيلم را دريافت كرده بار ديگر به دام اعتياد كشيده مي شود و اين بار به صورت تزريقي مواد مخدر مصرف مي كند. او با مطالعه كتابي درباره ايدز كه با تصاويري از بيماران ايدزي همراه است متوجه مي شود كه او نيز به اين بيماري مبتلا شده است. در حالي كه غزل و مادرش تلاش مي كنند بار ديگر جمع خانواده شان را به هم پيوند بزنند، رامين روزهاي سخت بيماري را مي گذراند. او زماني كه همراه با انتظامي براي فيلمبرداري از معتادان به زندان قزل حصار رفته، در محوطه زندان حالش به هم مي خورد و پزشكان پس از آزمايش هايي اعلام مي كنند كه او دچار عفونت حاد شده است. وقتي همه بدن رامين را جوش هاي بزرگي كه نشاني از بيماري ايدز است مي پوشاند، پزشكان كه از درمان بيماري اش ناتوان هستند، او را مرخص مي كنند و رامين به خانه اش منتقل مي شود. رامين در حالي كه همسر سابقش و دخترش نگران حال او هستند، در اتاقي تنها مي ميرد.
