برچسب سعید تهرانی

دو روایت از یک بازار؛ کمبود یا رانت؟

بازار دستکش‌های پزشکی در ایران این روزها به میدان تقابل دو روایت تبدیل شده است. از یک سو تولیدکنندگانی که می‌گویند ظرفیت داخلی نه‌تنها نیاز کشور را تأمین می‌کند، بلکه توان صادرات به کشورهای منطقه را هم دارد. از سوی دیگر سازمان غذا و دارو که تأکید می‌کند واردات، تصمیمی موقت برای عبور از شرایط بحرانی جنگ و جلوگیری از کمبود در مراکز درمانی بوده است.

دهک‌های پایین قربانی زمان‌بندی

در شرایطی که تورم مواد غذایی همچنان یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های خانوارهای ایرانی است، اجرای طرح کالابرگ الکترونیکی برای بسیاری از خانواده‌های کم‌درآمد به معنای دسترسی سریع‌تر به کالاهای اساسی و کاهش فشار معیشتی است. اما تغییر جدید در شیوه شارژ اعتبار کالابرگ، پرسش تازه‌ای را پیش روی سیاست‌گذاران قرار داده است. آیا منطقی است که زمان دریافت این حمایت، نه بر اساس میزان نیاز خانوار، بلکه بر مبنای رقم آخر کد ملی تعیین شود؟

کمیته امداد در برابر موج فقر

کمیته امداد در سال‌های اخیر تلاش کرده است تصویری متفاوت از یک نهاد صرفاً حمایتی ارائه دهد؛ نهادی که قرار نیست تنها به پرداخت مستمری و ارائه کمک‌های معیشتی بسنده کند، بلکه باید خانواده‌های تحت پوشش را به سمت اشتغال، درآمد پایدار و در نهایت خروج از چرخه حمایت هدایت کند. با این حال، فاصله میان «حمایت از نیازمند» و «توانمندسازی واقعی» همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی این نهاد است؛ به‌ویژه در اقتصادی که افزایش هزینه‌های زندگی و کاهش قدرت خرید، هر سال افراد بیشتری را در معرض فقر قرار می‌دهد.

ایستادگی صنعت دارو در بحران

صنعت داروی ایران در حالی همزمان با تحریم، محدودیت‌های مالی و آسیب به بخشی از زیرساخت‌های تولید روزهای دشواری را پشت سر می‌گذارد که رئیس سازمان غذا و دارو از حفظ زنجیره تأمین و رشد صادرات دارو خبر می‌دهد؛ هرچند کمبود نقدینگی را همچنان مهم‌ترین تهدید این صنعت می‌داند.

صبح تنهایی 1389

"صبح تنهایی" داستان نیلوفر 28 ساله است که مادر بیمارش را برای عمل جراحی همراه با دایی خود به خارج از کشور می فرستد تا پس از فروش املاک و مستغلات به ارث رسیده از پدر به آن ها بپیوندد، اما در تصادفی حافظه خود را از دست می دهد و ...

گمشده 1377

در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، پسربچه‌ای به همراه پدرش در تظاهرات شرکت می‌کند و با مشاهدهٔ کشته شدن پدرش در این تظاهرات، حافظه اش را از دست می‌دهد؛ اما...

باد و شقایق 1376

رامين پرتوي، كارگردان و بازيگر مشهوري كه بر اثر اعتياد و سپس گذراندن محكوميت در زندان، كارش را در سازمان صدا و سيما از دست داده و هشتمين سال بيكاري خود را مي گذراند، تلاش مي كند بار ديگر فعاليتش را از سر بگيرد، اما به دليل پيشينه اش به او كار نمي دهند. او كه به دليل اعتياد، از سوي همسر و تنها دخترش غزل نيز طرد شده، تصميم به خودسوزي مي گيرد. اما به پيشنهاد يكي از مسئولان سيما قرار مي شود فيلمي را كارگرداني كند. رامين به عزت الله انتظامي كه براي استخدام دوباره او در سازمان تلاش بسياري كرده مي گويد كه مي خواهد فيلمي درباره اعتياد كه در واقع حكايت اوست، بسازد. گرچه انتظامي با اين طرح مخالفت مي كند، اما رامين مشغول نوشتن فيلمنامه مي شود. او به خانه همسر سابقش كه سه سال است از او جدا شده مي رود و مي گويد به خاطر غزل، زندگي مشترك دوباره اي را آغاز كنند، اما همسر سابقش مردد است. انتظامي نيز در اين ميان وساطت مي كند. رامين كه مجوز ساختن فيلم را دريافت كرده بار ديگر به دام اعتياد كشيده مي شود و اين بار به صورت تزريقي مواد مخدر مصرف مي كند. او با مطالعه كتابي درباره ايدز كه با تصاويري از بيماران ايدزي همراه است متوجه مي شود كه او نيز به اين بيماري مبتلا شده است. در حالي كه غزل و مادرش تلاش مي كنند بار ديگر جمع خانواده شان را به هم پيوند بزنند، رامين روزهاي سخت بيماري را مي گذراند. او زماني كه همراه با انتظامي براي فيلمبرداري از معتادان به زندان قزل حصار رفته، در محوطه زندان حالش به هم مي خورد و پزشكان پس از آزمايش هايي اعلام مي كنند كه او دچار عفونت حاد شده است. وقتي همه بدن رامين را جوش هاي بزرگي كه نشاني از بيماري ايدز است مي پوشاند، پزشكان كه از درمان بيماري اش ناتوان هستند، او را مرخص مي كنند و رامين به خانه اش منتقل مي شود. رامين در حالي كه همسر سابقش و دخترش نگران حال او هستند، در اتاقي تنها مي ميرد.