چه دنیای قشنگی (کوتاه) 1402
رقص روی یخ روایتگر جوانی به نام رحمان است که در کارخانه تولید یخ مشغول به کار است. رحمان نذر دارد که هر ساله در روز عاشورا در روستای زادگاهش سقای کند. تنها چند روز تا عاشورا باقیست ولی صاحب کارخانه دستمزد رحمان را پرداخت نمیکند تا رحمان نتواند به مرخصی رفته و روز عاشورا به کارش در کارخانه ادامه دهد. رحمان که به دستمزدش برای امرار معاش خانواده اش نیاز دارد روی رفتن به خانه را ندارد مجبور میشود علیرغم میل باطنی اش در کارگاه بماند تا اینکه شب عاشورا فرا رسیده و رحمان تصمیمش را گرفته و چمدانش را بسته و از در کارگاه بیرون میرود که به ناگه لولهای انتقال اب به مخزن کارخانه میترکد اب فواره میزند رحمان بین رفتن و ماندن دو دل است و …
عطا جوانی است که در اثر ماجرایی فریب میخورد و برای جبران مشکلات مالی که برایش پیش میآید، دچار بحران شده و طی اقدامی دست به دزدی میزند...
داستان سریال نیکان دربارهی دختر نوجوانی به نام نیکان است. نیکان وارد چرخه زندگی شده و کارآفرینی میکند. او در مسیر کار و زندگی خود با چالشهای غیرقابل پیشبینی روبرو میشود.
گِدان یا گِدام واژه بلوچی سیاه چادر است، مسکن اصلی چهار فصل، که عشایر مرزدار بلوچ در فصول ییلاق و قشلاق در محلی که به آن زمستان جاه یا بهارجاه میگویند از آن استفاده میکنند. محوریت داستان گِدان درباره یک گروه فرهنگی از سیستان و بلوچستان است که برای برگزاری نمایشگاهی راهی شمال کشور میشوند و بر حسب اتفاقاتی این گروه در تهران ماندگار شده و با هماهنگی مسئولان در شهر تهران نمایشگاهی برپا میکنند.